تبلیغات
تردید! - بحثی در مورد متعه (یا صیغه ازدواج موقت) با نظر به متون (1)

 به نام خدای مهربان و حکیم         

بحث در مورد صیغه مشکل است و این مشکل نه به خود صیغه مربوط است بلکه مربوط به این است که موافقین و مخالفینی دارد که گاهی از روی احساسات و گاهی از روی عدم اطلاع از متون قرآن و احادیث ابراز می شود و قسمتی هم مربوط به این است که اکثر کسانی که ابراز نظر می کنند، خود طرف دعوایند و یا به صورت احساساتی ابراز نظر می کنند که این صورتها نمی تواند علمی و عقلانی باشد. 


                         

 به نام خدای مهربان و حکیم         

بحث در مورد صیغه مشکل است و این مشکل نه به خود صیغه مربوط است بلکه مربوط به این است که موافقین و مخالفینی دارد که گاهی از روی احساسات و گاهی از روی عدم اطلاع از متون قرآن و احادیث ابراز می شود و قسمتی هم مربوط به این است که اکثر کسانی که ابراز نظر می کنند، خود طرف دعوایند و یا به صورت احساساتی ابراز نظر می کنند که این صورتها نمی تواند علمی و عقلانی باشد. 

به نظرم عقل آنگونه نیست که در تمام موارد و همه جا با سنت معارض باشد بلکه در رد و پذیرش سنت (نقد سنت)، استدلال و تجربه را ملاک و معیار می داند و با این سخن سنت هم ممکن است سنت در موارد زیادی مورد پذیرش قرار گیرد خصوصا وقتی که برای رسیدن به هدف، در جامعه مؤمن، چاره ای جز آگاهی و مراجعه به متون و اسنادِ دین وجود ندارد.

کسی که در این بحث وارد می شود نباید خود را متخصص در تمام رشته ها و نظر خود را از هر جهت، علمی و درست بداند و یا سخن خود را حق و آخرین حرف، به حساب آورد، و دیگران را متهم به مخالفت با دین اسلام یا مدرنیته و یا ضد زن بودن کند، بلکه برای تکامل این بحث، لازم است، نظرات دیگران هم امکان حضور داشته باشند و مد نظر قرار گیرند.                                                                          دوست دارم محققین در این بحث به عنوان تحلیل علمی معنای متون دینی  اهتمام داشته باشند و ولو تحلیل اشتباه و حتی اگر غیر قابل طرح برای عموم باشد ولی می توان با اساتید دانشگاه و دوستان وارد در مسأله و مورد اعتماد مطرح و بحث را پخته تر کرد و زمینه رشد آن را فراهم کرد.                                                                                      در به بحث های مربوط به صیغه چند اشکال مطرح است.                                                                               

از اشکالاتی که به صیغه شده است اینکه شنیدم کسی می گویند: فردی از امام صادق ع می پرسد: آیا شما اجازه می دهید دختر شما، صیغه کسی شود؟ و امام ع ناراحت می شود و ضمنا به تمام طرفداران صیغه می گوید شما حاضرید دختر شما صیغه کسی شود؟ جواب این اشکال این است.

اولا: اگر من یا امثال من یا امام صادق ع دختر خودمان را به صیغه کسی در آوریم تضمینی وجود دارد که همه صیغه را به عنوان امری مطلوب بپذیرند؟

ثانیا: این اشکال احاله به محال است به این معنی که ممکن است دختر من خودش به صیغه راضی نباشد آیا من حق دارم دخترم را مجبور کنم که صیغه مردی در آید؟ در حالی که صیغه امر واجبی نیست بلکه جایز و خوب است و البته در صیغه و بلکه هر عقدی چه خرید و فروش و ازدواج دائم و موقت، تراضی یعنی رضایت دو طرف عقد شرط است.        

یکی از اشکالاتی که مطرح می شود این است که می گویند متعه یا صیغه فقط موجب استفاده جنسی مردان از زنان می شود در جواب باید گفت اساسا متعه یا صیغه برای اشباع جنسی مردان و زنان از همدیگر به وجود آمده است و یکی از انگیزه های ازدواج هم همین است اگر ارضای جنسی در ازدواج وجود نداشته نباشد به طلاق منجر می شود گفته می شود یکی از دلایل مهم در طلاق ها در ایران ضعف جنسی است که هم در بعضی از مردان و هم در بعضی از زنان وجود دارد بلی در متعه یا صیغه خصوصیت ارضاء جنسی بیشتر است چون در متعه بچه دار شدن منظور و قصد نمی شود و ارث هم ازهم نمی برند و زن در صیغه حق هم بستر شدن (غیر از ارضای جنسی) و ارث هم ندارد بنابر این، انگیزه ارضای جنسی در متعه، پررنگ تر است البته ارضای جنسی برای هر دو طرف زن و مرد است و این گونه نیست که فقط مرد استفاده جنسی کند و شاید ارضای جنسی بیشترین و بالاترین انگیزه در ازدواج دائم هم باشد و سازگاری اخلاقی و جنبه های دیگر در مرتبه بعدی قرار می گیرند.                                 

احادیثی وجود دارد که قدرت جنسی زنان را نُه برابر یا دوازده برابر مردان می داند و می گوید زنان به خاطر حیا خود را کنترل و حفظ می کنند.                                                           

در حدیثی در باب حبّ النساء کافی نقل شده است که بالاترین لذت در دنیا و آخرت (مباضعه یعنی) لذت جنسی مرد و زن از همدیگر است.  

همان گونه که گاهی مردان مسن با دختران کم سن و سال، ازدواج          می کنند زنان مسنی هم هستند که با مردان کم سن و سال ازدواج دائم و یا موقت می کنند و در هر دو مورد ارضای جنسی مورد نظر است. البته در یکی از دو طرف ممکن است رسیدن به اموال، بیشتر یا  موارد دیگر انگیزه باشد ولی در طرف دیگر (هر کدام از زن و مرد) اکثرا ارضای جنسی انگیزه اصلی است. و اشکالی هم ندارد، چه اشکالی دارد که راهی برای ارضای جنسی وجود داشته باشد که هم خدا و هم بندگان خدا به آن راضی باشند.  

بی مناسبت نیست که داستانی که در کتاب وسائل الشیعه ج 20 باب 22 حدیثی نقل شده است بدین مضمون امام صادق ع از رسول خدا نقل می کند مردی نزد پیامبر ص آمد و گفت ای رسول خدا من چیزی حمل می کنم بزرگتر از آنچه مردان حمل می کنند آیا صلاح است برای من که پشت بهائم خودم از الاغ یا شتر ماده بیایم (یعنی با حیوانات خود نزدیکی کنم) چون زنان تحمل آنچه(آلت تناسلی) نزد من است را ندارند. پیامبر فرمود: خدا خلق نکرده ترا مگر اینکه مثل ترا که تحمل ترا بکند هم خلق کرده است. مرد برگشت و بعد از مدتی باز گشت و باز سوال قبلی خود را تکرار کرد پیامبر فرمود: چرا یک زن سیاه بلند قد نه؟ مرد برگشت و بعد از مدتی باز گشت و گفت شهادت می دهم که تو فرستاده خدایی حقا من خواهان آنچه به من گفتی شدم و پیدا کردم زنی را که تحمل مرا داشت و مرا اقناع کرد. و همانجا شهادت به رسالت پیامبر خدا ص را بر زبان آورد و ظاهرا و مسلمان شد. (نقل به معنی)                                                                        

اشکال دیگر به صیغه، خواندن صیغه به لفظ عربی است، که این هم لزومی ندارد اگر چه علماء آن را مستحب و یا در صورت امکان لازم می دانند، و اساسا خواندن صیغه در هر معامله (خرید و فروش یا بیع و شراء) لازم است، و صیغه هم مثل خرید و فروش است آیا می توان گفت صیغه معاملات لازم است به عربی باشد؟.                                

اشکال دیگر دولتی بودن و ثبتی بودن صیغه است، در جواب باید گفت: ثبت، عمل درست و لازمی است که در امور نسبتا مهم انجام می شود، و صیغه نه لزوما عملی دولتی است و نه از امور مهم است که لازم باشد به ثبت برسد و در صورت ثبتی شدن، سوء استفاده از آن هم زیاد خواهد بود و نیز با احادیث منافات خواهد داشت.

در حدیث آمده: در بین راهی خلوت، زنی دیده می شود و می گوید شوهر ندارم آیا می توان اورا متعه کرد؟ امام ع می فرماید: اشکالی ندارد، و یا معامله ای که به قیمت یک مشت طعام و یا یک مسواک و امثال آن است که در احادیث برای مقدار مهریه در متعه ذکر شده است. 

 مهم ترین قسمت بحث در صیغه این است که آیا دختر باکره بدون اجازه پدر یا ولی خود می تواند صیغه کسی شود؟                                                                   اولا: اهمیت صیغه برای دختر باکره به دلیل عمومی بودن و فراگیر بودن مساله می تواند باشد.

ثانیا: اینکه انگیزه برای صیغه جوانان، چه دختر و چه پسر بیشتر است و اگر درست انجام شود می تواند در سلامتی جسمی و روحی جوانان، اعم از دختر و پسر مفید باشد و اینکه صیغه یا متعه راه و روشی است که مورد تایید معصومین ع بوده است و به عنوان راه و روشی برای جلو گیری از اشاعه فساد و فحشاء مطرح شده است در احادیث شیعه آمده است اگر عمر جلوی متعه را نهی نمی کرد و مانع آن نمی شد غیر از افراد شقی کسی زنا نمی کرد. معلوم می شود برای جلو گیری از اشاعه فساد جنسی در جامعه ائمه معصوم ع متعه (صیغه) را به عنوان راه حل می دانند و نه اینکه بر زنان و مردان و جوانان س گیری شود.                                                                                                     جلد 21 کتاب وسائل الشیعه باب 11از ابواب متعه بابی است به نام (باب حکم التمتع بالبکر بغیر اذن أبیها، یعنی) باب صیغه شدن دختر باکره بدون اجازه پدر خودش. در این باب احادیثی مطرح شده است که می گوید دختر باکره می تواند بدون اجازه پدرش صیغه شود ولی بهتر است شرط کند که بکارت او ازبین نرود چون بر اهل او عیب می کنند.

معصوم علیه السلام در این احادیث، نگفته حکم خدا این است که بکارت خود را حفظ کند بلکه به دلیل اینکه بر اهل او عیب می کنند، بهتر است یا سزاوار است، بکارت خود را حفظ کند.                             

در یکی از احادیث این باب از امام صادق ع در باره صیغه دختران باکره سوال شده است؟ و امام ع اینگونه جواب داده است، آیا صیغه برای غیر از آنان قرار داده شده است؟ اینگونه جواب از جانب امام معصوم ع هم اهمیت صیغه دختران جوان باکره را به ما می فهماند.