تبلیغات
تردید! - بحثی در مورد متعه (یا صیغه و یا ازدواج موقت) با نظر به متون (2)

جلد 21 کتاب وسائل الشیعه باب 11از ابواب متعه بابی است به نام (باب حکم التمتع بالبکر بغیر اذن أبیها، یعنی) باب صیغه شدن دختر باکره بدون اجازه پدر خودش. در این باب احادیثی مطرح شده است که می گوید دختر باکره می تواند بدون اجازه پدرش صیغه شود ولی بهتر است شرط کند که بکارت او ازبین نرود چون بر اهل او عیب می کنند.

معصوم علیه السلام در این احادیث، نگفته حکم خدا این است که بکارت خود را حفظ کند بلکه به دلیل اینکه بر اهل او عیب می کنند، بهتر است یا سزاوار است، بکارت خود را حفظ کند.                             

در یکی از احادیث این باب از امام صادق ع در باره صیغه دختران باکره سوال شده است؟ و امام ع اینگونه جواب داده است، آیا صیغه برای غیر از آنان قرار داده شده است؟ اینگونه جواب از جانب امام معصوم ع هم اهمیت صیغه دختران جوان باکره را به ما می فهماند.               

باب 12 کتاب وسائل الشیعه جلد 21 به نام جایز نبودن صیغه دختر باکره قبل از بلوغ بدون اجازه ولی.     

در این باب مطرح شده است که اگر دختری 9 سال او تمام شود بالغ است و خدعه نمی شود و می تواند صیغه شود، البته در حدیث است در صورتی که کوچک شمرده نشود (لا بأس ما لم یستصغرها یعنی اگر کوچک و صغیر شمرده نشود اشکالی ندارد).  

و اگر معنی این باب را با باب یازده جمع کنیم معنی اینگونه می شود که دختر ده ساله می تواند بدون اجازه پدر و بلکه بدون اینکه کسی خبر داشته باشد صیغه شود و بهتر است که شرط کند که بکارت او حفظ شود.           

در این کتاب باب های دیگری هم هست که صیغه کردن زن مسیحی و یهودی و مجوس و مشرک و زنی که زنا کرده است، را با توصیه هایی، مجاز دانسته است.      

احادیث دو توصیه زیر را در جایی که زنِ مشهور به زنا را صیغه       می کنند، یاد آور شده است.      

یکی اینکه سعی کنید با صیغه کردن مانع از تداوم زنای زن زناکار شوید.                                                                              دوم اینکه وقتی که کسی را متعه می کنید فکر این را بکنید که اگر بچه دار شدید چگونه مادری را برای فرزند آینده خود برگزیده اید، چون اگر از زن متعه یا صیغه بچه دار شدید، پدر بچه باید تکفل آن بچه را بپذیرد.  

ظاهر معنی این احادیث این است صیغه به معنی لفظ خاص نباشد چون زن مسیحی و یهودی و یا زن زناکار به صیغه به معنی لفظ ویژه توجه ندارد و اگر به او گفته شود شاید از متعه پشیمان هم بشود.                                                                                                     

زنی که صیغه می شود کمتر از زنی که شوهر دائمی داشته و طلاق گرفته و یا شوهر او مرده موظف است لازم است عده نگه دارد، عده مدت زمانی است که لازم است زن در آن مدت هیچ گونه ارتباط جنسی با مرد دیگری نداشته باشد تا مطمئن شود از ارتباط جنسی قبلی خود حامله نشده است.       

دختر باکره ای که صیغه شده و در صیغه شرط کرده که بکارتش حفظ شود و به شرط عمل شده باشد، عدّه ندارد یعنی بعد از اتمام صیغه می تواند بدون فاصله به صیغه یا متعه فرد دیگری در آید.                                                                                             

قسمت مهمی از احکام ارتباط جنسی زن و مرد در جهان اسلام با مراجعه به احادیثی که در مورد کنیز رسیده است تعریف می شود.  

کسانی که در جنگ با مسلمانان در زمان پیامبر ص اسیر مسلمانان می شدند. به عنوان برده خرید و فروش می شدند که مسلمانان به زن اسیر و قابل خرید و فروش  (أمه یا) کنیز و به مرد قابل خرید و فروش (عبد) بنده می گفتند.   

در مورد کنیز و أمه نیز احکام زیادی وجود دارد که اکثر آن در عصر ما کاربرد مستقیم ندارد یعنی کنیز وجود ندارد تا مستقیما احکام آنها را بیان کند اما در مورد کنیز مواردی مطرح شده است که غیر مستقیم، می تواند قسمت مهمی از فرهنگ ارتباط و تعامل زن و مرد در زمان صدر اسلام را بیان می کند و می تواند به سوالاتی در این مورد برای زمان و عصر ما، جواب گو باشد.  

برای مثال کسی که کنیزی (أمه ای) بخرد به صرف خریدن برای او حلال می شود یعنی برای هر گونه ارتباط جنسی و بچه دار شدن نیاز به ازدواج ندارد در احادیث حلال کردن کنیز برای غیر جایز دانسته شده است مثلا زن می تواند کنیز خود را برای استفاده جنسی برای پسر خود یا شوهر خود یا مرد دیگر حلال کند و مدت حلال کردن و احکام بچه دار شدن کنیز هم در این صورات در احادیث ذکر شده است همچنین مرد می تواند کنیز خود را به دیگری حلال کند در این صورت می دانید مشکلاتی ایجاد می شود چون به صرف خریدن کنیز برای مرد حلال و محرم مرد می شود و در صورتی که مردی کنیز خود را برای استفاده جنسی به دیگری حلال کند هنوز هم با مالک خود محرم است در این مورد از معصومین ع هم سوال شده است و جواب این است که محرم مالک خود اسات و حتی اگر برای بچه دار شدن به مرد دیگر حلال کرده خودش هم می تواند غیر از دخول در جلو دیگر لذت های جنسی را ببرد و اگر غیر از جلو را حلال کرده خودش هم می تواند هر گونه لذت جنسی را از کنیز خود ببرد.  

بلی دو مرد در یک زمان می توانند از یک زن کنیز استفاده جنسی ببرند و البته چون ممکن است بچه دار هم شود و در این صورت بچه متعلق به کسی است که جلوی آن کنیز برای او حلال بوده است اینها همه در احادیثی که صلاحیت فتوا بر طبق امثال آنها داده می شود ذکر شده است.

این معنی در مورد کسی که کنیز حامله خریده هم موجود است یعنی مردی که کنیز حامله می خرد در حالی که بچۀ حمل از آن مرد دیگری است مرد خریدار هم می تواند از کنیز حامله لذت جویی کند. 

این مطالب را به این جهت مطرح کردم که برای محققین و مخصوصا اساتید دانشگاهی بهتر می تواند تحلیل و تدقیق شود و مفید و مثمر ثمر باشد.                                    

لازم است برای همۀ انسانها اعم از زن و مرد و پیر و جوان، امکان ازدواج فراهم باشد و اگر نتوانند ازدواج دائم کنند و بچه دار شوند متعه راهی است برای از بین بردن قسمتی از مشکل عدم امکان ازدواج دائم (یعنی ارضای جنسی) را می تواند برطرف کند در کلام معصومین ع آمده است که در زمان طلاق هم لازم است جدایی سریع و به گونه ای حل شود که زن در طلاق در تعلیق نباشد یعنی آنگونه که در بعضی از دادگاه ها طلاق را طولانی می کنند تا بلکه باز هم زن و شوهر، باهم توافق کنند و زندگی مشترک را ادامه دهند، این طولانی شدن احکام طلاق و سردواندن زن خلاف نظر و کلام معصومین ع است برای اینکه مدت عدم امکان ازدواج مجدد زن طولانی نشود تا زن و مرد مدت زیادی بدون همسر نمانند.                                          

زمانی که من بچه بودم دیده بودم که مردانی هستند که پیر شده اند و هنوز نتوانسته اند ازدواج کنند ولی امروزه می بینم که زنانی هم هستند که علی رغم برخورداری از تحصیلات عالیه و زیبایی نتوانسته اند ازدواج کنند و این امر چیزی است که خودشان هم به آن راضی نیستند ازدواج مجدد و متعه (صیغه) اگر چه زنان شوهر دار را راضی نمی کند اما بسیاری از زنان که امیدی به ازدواج ندارند و می خواهند ازدواج کنند می توانند ازدواج کنند اگر چه ازدواجشان با ازدواج آرمانیشان فاصله داشته باشد.                                                                                     

این مطالب را به این جهت مطرح کردم که برای محققین و مخصوصا اساتید دانشگاه بهتر می تواند قابل تحلیل و تدقیق قرار گیرد و از آن بهره مند شوند.                                                                                           

قسمت اول از نظرات خود را برای اینکه به صورت علمی مورد بحث قرار گیرد را در اینجا مطرح کردم این بحث به مراجعه به اسناد و تحقیق زیادی نیاز دارد. 

بعضی از احادیت مورد استناد در این بحث را جمع آوری کرده ام که در صورت نیاز و با تکمیل ترجمه آن منتشر خواهد شد.
و السلام