تبلیغات
تردید! - آیات و قسمتی از احادیث در مورد متعه (صیغه) و بعضی از احادیث در ارتباط با آن 1

 بسمه تعالی         

آیات و قسمتی از احادیث متعه (یا صیغه و یا ازدواج موقت) را به عنوان اسناد متعه در اینجا می آورم و بعضی از احادیث که مرتبط با این معنی است را هم در اینجا می آورم، در ترجمه به فهم حدیث توجه دارم و به اینکه حتما معادل فارسی کلمات رعایت شود توجه نکرده ام، احادیث در مورد متعه و ازدواج زیاد است و فقط قسمتی از آنها در اینجا ذکر شده و از تکرار احادیث که برای بررسی زوایای دقیق تر موضوع لازم است و سند حدیث را هم محکم تر می کند پرهیز شده است امید است محققین دانشگاهی بیشتر به متون (قران و احادیث) مراجعه کنند. 

در مورد سند احادیث که به علم رجال مربوط می شود هم متذکر می شوم که درست است که در فهم و برداشت از احادیث و قرآن به سند توجه می شود و احادیث ضعیف هم اگر قدما به آن عمل نکرده اند نزد فقها غیر قابل استناد برای فتوا است ولی احادیثی هم وجود دارد که با اینکه سند درستی دارد ولی به دلیل اینکه احساس تعارض با عقل شده، فتوا بر خلاف آن داده شده است برای نمونه احادیثی که از شطرنج نهی می کند هم سند درستی دارند و هم نهی محکمی از شطرنج کرده اند ولی می بینیم که مرحوم آیت الله خمینی فتوا بر جواز شطرنج داده اند و یا در مورد احادیث سهو النبی هم، یادم می آید که در جمع محدودی که در حضور یکی از روحانیون محترم که مرجع تقلید است نشسته بودیم که بحث از احادیث سهوالنبی شد که می گوید رسول خدا ص یکی از نماز های عشای خود را سهوا دو رکعت خواند و فردی که به او اقتدا کرده بود گفت: یا رسول الله آیا بعد از این نماز عشا دو رکعت است پیامبر ص فرمود: مگر من چند رکعت خواندم؟ مرد گفت: دو رکعت. و از دیگر حاضرین هم همان سؤال را تکرار کرد، و همین جواب را دادند، پیامبر ص جبران آن مقدار که نخوانده بود را کردند. وقتی بحث در مورد معنای این احادیث شد آن مرجع محترم گفتند: دوازده حدیث در کتاب های شیعه که در مورد سهوالنبی است وجود دارد، هشت حدیث از این احادیث صحیحه اند و چهار تا موثقه، (امثال هر کدام از دوازده حدیث اگر معارض نداشته باشد می تواند در فتوا مورد استناد قرار گیرد) ولی چون با اصول دین ما و عصمت پیامبر ص در تعارض اند ما نظرمان خلاف معنی این احادیث است (نقل به معنی). و در موارد دیگر و از مراجع دیگر هم گاهی چنین نظراتی دیده می شود.        

بر طبق معنی و مفهوم احادیث ضعیف هم هر چند نمی توان فتوا و حکم صادر کرد ولی نمی توان به آسانی آنها را رد کرد مخصوصاً احادیثی که محدثان بزرگ در کتاب های معتبر خو نقل کرده اند و خود به معنی و مفهوم آن ها باور داشتند و بر طبق آن ها عمل می کردند.  

در اینجا احادیث اکثراً از کتاب وسائل الشیعۀ 30 جلدی که مؤسسۀ آل البیت، آن را به چاپ رسانده و مؤلف آن شیخ حرّ عاملی است، نقل شده است و در مواردی هم از نرم افزارهای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی که بسیار جالب است کمک گرفته ام  نرم افزارهای گنجینۀ روایات و جامع التفاسیر و بعض دیگر برای فارسی زبان ها هم قابل استفاده است و از درایة النور هم برای فهم صحت و عدم صحت اسناد احادیث می توان استفاده کرد و کسی که کمترین آشنایی با عربی داشته باشد می تواند از آن استفاده کند.    

احادیثی که عملی را مجاز می دانند و احادیث دیگر همان عمل را نهی می کنند نزد فقهاء، جمع دو معنی، به این است که یا نسخ است که مثلا حکمی آمده و در زمان پیامبر ص برداشته شده است که این مورد بسیار کم است و یا عام و خاص یا مطلق و مقید است مثل تخصیص و یا آن عمل مباح و مجاز ولی مکروه است.

وسائل جلد 27 حدیث 33474 و عنه عن احمد عن محمد بن سنان عن ابن بکیر عن زرارة عن أبی عبدالله ع قال: لو أنّ العباد إذا جهلوا، وقفوا و لم یجحدوا، لم یکفروا.                                                                  

امام صادق ع فرمود: بندگان خدا (همۀ انسانها) اگر زمانی که (به موردی بر می خوردند که به آن) جاهل بودند، توقف می کردند (و حکم به تأیید یا ردّ آن نمی کردند) کافر نمی شدند.                                                                                                            

و المحصنات من النساء إلا ما ملکت أیمانکم کتاب الله علیکم و أحل لکم ما ورا ء ذالکم أن تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فماستمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أجورهنّ فریضة و لاجناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة أن الله علیما حکیما 24 و من لم یستطع منکم طولاً أن ینکح المحصنات المؤمنات فمن ما ملکت أیمانکم من فتیاتکم المؤمنات و الله أعلم بإیمانکم بعضکم من بعض فانکحوهنّ بإذن أهلهنّ و آتوهنّ أجورهنّ بالمعروف محصنات غیر مصافحات و لامتخذات أخدان فإذا أحصنّ فإن أتین بفاحشة فعلیهنّ نصف ما علی المحصنات من العذاب ذالک لمن خشی العنت منکم و أن تصبروا خیر لکم و الله غفور رحیم 25 نساء 4،      

و زنان شوهردار (بر شما ازدواج با آنان حرام است) مگر اینکه به ملک یمین جزء ملک شما شده اند خدا برشما نوشته است (یعنی لازم و واجب است اینها را رعایت کنید) غیر از اینها بر شما حلال شده است اینکه خواستگاری کنید در حالی که شوهران باشید نه زناکاران، پس هر مقدار از آنها کامیاب شدید (متعه کردید) اجر و مزدشان را بدهید و باکی بر شما نیست در آنچه بعد از مهر واجب، دوطرف به آن رضایت دهید خدا دانا و حکیم است 24 و آن کس از شما که توان مالی ندارد که با زنان پاک دامن ازدواج کند پس از آنچه در ملک یمین (یعنی کنیز) شما است از دختران جوان. خدا به ایمان شما داناتر است و شما یک به یک بعضی از بعض دیگر است پس ازدواج کنید با آنان با اجازه اهل آنها و اجر و مزدهایشان (یعنی مهرهایشان) را به خوبی بدهید.     

وسائل الشیعه جلد 21 حدیث 26377 و روی الفضل الشیبانی بإسناده إلی الباقر ع أن عبدالله بن عطا المکی سأله عن قول الله تعالی «و إذ أسرّ النّبیّ الآیه،(و إذ أسرّ النبی إلی بعض أزواجه حدیثاً فلما نبأت به و أظهره الله علیه عرّف بعضه و... آیه 3 سوره تحریم 66)؟ فقال: إنّ رسول الله ص تزوّج بالحرّة متعة فاطلع علیه بعض نسائه فاتهمه بالفاحشة فقال: إنّه لی حلال إنّه کان بأجل فاکتمیه فاطلعت علیه بعض نسائه.     

نقل شده است که عبدالله بن عطا از امام باقر ع در باره تفسیر آیه 3 سوره تحریم سوال کرد که گفته است: (زمانی که پیامبر ص از بعضی از زنانش خبری را پنهان کرد وقتی پیامبر ص به او خبر داد و خدا آن خبر را آشکار کرد بعضی از زنان پیامبر باخبر شدند ...» منظور چه بود؟ امام باقر ع فرمود: رسول خدا یک زن آزاد (غیر کنیز) را متعه (یا صیغه) کرد بعضی از زنان پیامبر ص او را متهم به فحشاء کرد، پیامبر ص گفت: آن بر من حلال بود آن تا وقت محدودی بود پس آن را کتمان کن پس از آن بعضی از زنان پیامبر ص از جریان با خبر شدند.              

 وسائل ج 21 حدیث 26378 و روی ابن بابویه بإسناده أن علیاً ع نکح إمرأة بالکوفة من بنی نهشل متعة.               

 ابن بابویه با سند نقل کرده است که امام علی ع زنی را از قبیله بنی نهشل در کوفه متعه (صیغه) کرد.                                              

سنن بیهقی (7/206) فقال أخرجه مسلم فی الصحیح من وجه آخر عن همام (صحیح مسلم 3/56 ح 145 کتاب الحج) عن أبی نضرة عن جابر رضی الله عنه قال قلت إنّ الزبیر ینهی عن المتعة و إنّ ابن عباس یأمر بها قال علی یدی جری الحدیث تمتعنا مع رسول الله ص و مع أبی بکر فلما ولّی عمر خطب الناس فقال إنّ رسول الله ص هذا الرّسول و إنّ القرآن هذا القرآن و إنهما کانتا متعتان علی عهد رسول الله ص و أنا أنهی عنهما و أعاقب علیهما إحداهما متعة النساء و لا أقدر علی رجل تزوج إمرأة إلی أجل إلا غیبته بالحجارة و الأخری متعة الحج.                    

ابی نضره گفت: به جابر گفتم: زبیر از متعه نهی می کند و ابن عباس به متعه امر می کند. جابر گفت: به دست من حدیث جاری شد ما به همراهی رسول خدا ص و نیز به همراهی ابوبکر ر متعه می کردیم، پس زمانی که عمر ر حاکم شد برای مردم خطبه خواند و گفت: دو متعه در زمان رسول خدا ص وجود داشتند و من از آنها نهی می کنم و مرتکب آنها را تنبیه و عِقاب می کنم یکی متعۀ زنان است و قدرت پیدا نمی کنم بر مردی که ازدواج کرده تا مدت معینی (یعنی متعه کرده) مگر اینکه با سنگ او را غیب می کنم (او را رجم می کنم و از بین می برم) و دیگری ( که از آن نهی می کنم) متعۀ حج است.          

جلد 21 ح 26379 و بأسانید کثیرة إلی أبی عبدالرحمن بن أبی لیلی قال: سألت أبا عبدالله ع: هل نسخ آیة المتعة شیئ ؟ قال: لا و لولا ما نهی عنها عمر ما زنی إلا شقیّ.                          

از امام صادق ع سؤال شد آیا آیۀ متعه را چیزی نسخ کرده است (و حکم آن را برداشته است)؟ امام ع فرمود: نه و اگر عمر از آن نهی نمی کرد غیر افراد شقی و پَست کسی زنا نمی کرد. (از اینجا معلوم می شود که را حل معصومین ع و بلکه قرآن برای از بین بردن فساد و فحشای جنسی رواج متعه بوده است و کسانی که منافع خود را در منع از متعه می دیدند متعه را ممنوع کردند و از آن جلوگیری کردند و با این حال خود را بیشتر از دیگران پیرو سنت پیامبر اسلام ص هم می دانستند)

جلد 20 ح 24929 و عن عدة من اصحابنا عن احمد بن ابی عبدالله البرقی عن الحسن بن ابی قتادة عن رجل عن جمیل بن دراج قال قال ابوعبدالله ع: ما تلذّذ الناس فی الدنیا و الآخرة بلذة النساء و هو قول الله عزوجل «زیّن للناس حُبّ الشهوات من النساء و البنین» إلی آخر الآیة (14 آل عمران) ثمّ قال: و إن أهل الجنة مایتلذذون بشیئ من الجنة أشهی عندهم من النکاح لاطعام و لاشراب.    

امام صادق ع گفت: هیچ لذتی در دنیا و آخرت به لذت از زنان بالاتر نیست و این معنی سخن خدا در قرآن است که «برای انسان دوستی شهوت های زنان و فرزند دار بودن آراسته شده است ...» سپس امام ع گفت: اهل بهشت هیچ لذتی نمی برند که از لذت عمل جنسی اشتهی آورتر باشد، نه از خوردن غذا و نه از نوشیدن نوشیدنی های شیرین.   

ج 20 ح 24930 و عنهم عن أحمد عن عثمان بن عیسی عن عمروبن جمیع عن ابی عبدالله ع قال قال رسول الله ص: قول الرجل للمرأة إنّی أحبّک لایذهب من قلبها أبداً.                             

رسول خدا ص فرمود: اینکه مرد به زن بگوید من ترا دوست دارم هرگز از قلب زن بیرون نمی رود (و همیشه به یادش می ماند).     

ج 20 ح 24931 محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن ابی مالک الحضرمی عن أبی العباس قال: سمعت الصادق ع یقول: العبد کلما أزداد للنساء حبّاً ازداد فی الإیمان فضلا.              

امام صادق ع فرمود: بندۀ خدا هرچه دوستی اش به زنها بیشتر شود ایمانش به خدا بیشتر می شود.

جلد 21 حدیث 26447 محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن احمد و عبدالله ابنی محمد بن عیسی عن علی بن الحکم عن زیاد بن أبی الحلال قال سمعت أباعبدالله ع یقول: لابأس أن یتمتع البکر ما لم یفض إلیها کراهیة العیب علی أهلها.                 

امام صادق ع می گوید: اشکالی ندارد که دختر باکره صیغه (متعه) شود تا زمانی که بکارت او را حفظ کند به خاطر که این بد است و تا به خانواده او عیب نکنند.             

ج 21 ح 26449 محمد بن علی بن الحسین بإسناده عن إسحاق بن عمار عن أبی عبدالله ع قال قلت له رجل تزوج بجاریة عاتق علی أن لایقتضها ثم أذنت له بعد ذالک قال إذا أذنت فلا بأس.                     

اسحاق بن عمار گفت از امام صادق ع سوال کردم دختر باکره ای متعه مردی شد به این شرط که بکارتش حفظ شود ولی پس از آن اجازه داد بکارتش از بین برود؟ امام ع گفت: وقتی اجازه داد اشکالی ندارد.                                                                        

ج 21 ح 26450 و بإسناده عن علی بن أسباط عن محمد بن عذافر عمن ذکره عن أبی عبدالله ع قال سألته عن التمتع بالأبکار فقال هل جعل ذالک إلا لهن فلیستترن و لیستعففن.              

از فردی نقل شده است از امام صادق ع سوال کردم در مورد صیغه (متعه) دختران باکره ؟ امام صادق ع جواب داد آیا صیغه برای غیر از دختران باکره درست شده است؟ پس باید پنهان کنند تا عفت بورزند.                                                                                      

ج 21 ح 26451 عبدالله بن جعفر فی قرب الإسناد عن احمد بن محمد بن عیسی عن احمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی عن الرضا ع قال البکر لاتتزوج متعة إلا بإذن أبیها.                 

امام رضا ع گفت: دختر باکره متعه (صیغه) نمی شود مگر با اجازه پدرش.  توضیح: گفته شده از این حدیث دختر صغیر (کمتر از ده سال) منظور است.     

ج 21 ح 26452 محمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن احمد بن یحیی عن موسی بن عمر بن یزید عن محمد بن سنان عن أبی سعید قال سئل أبو عبدالله ع عن التمتع بالأبکار اللواتی بین الأبوین فقال لابأس و لاأقول کما یقول هؤلاء الأقشاب.       

ازامام صادق ع سوال شد در مورد صیغه کردن دختران باکره ای که خرج پدر و مادرشان را می خورند امام ع گفت: اشکالی ندارد و نظر ما مثل نظر این مردانی که خیری در آنها وجود ندارد نیست.  

ج 21 ح 26453 و بهذا الإسناد عن أبی سعید القماط عمن رواه قال قلت لأبی عبدالله ع جاریة بکر بین أبویها تدعونی إلی نفسها سرّاً من أبویها فأفعل ذالک قال نعم واتق موضع الفرج قال قلت فإن رضیت بذالک قال فإن رضیت فإنه عار علی الأبکار.        

ابو سعید قماط گفت: از امام صادق ع سوال کردم در مورد دختر باکره ای که سرّی و پنهان از پدر و مادرش که مرا به سوی خود می خواند پس این کار را بکنم؟ امام ع گفت: این کار را بکن و بترس از اینکه بکارتش را از بین ببری. گفتم اگر راضی شد به اینکه بکارتش از بین برود چه؟ امام ع گفت این کار برای دختران ننگ و عار است.                                                                               

ج 21 ح 26454 و عنه عن العباس بن معروف عن سعدان بن مسلم عن رجل عن أبی عبدالله ع قال لا بأس بتزویج البکر إذا أذنت من غیر إذن أبویها.   

امام صادق ع گفت: ازدواج با دختر باکره وقتی خودش اجازه داد، بدون اجازه پدر و مادرش اشکال ندارد.                             

ج 21 ح 26456 و بإسناده عن محمد بن أحمد بن یحیی عن یعقوب بن یزید عن إبن أبی عمیر عن حفص البختری عن أبی عبدالله ع فی رجل یتزوج البکر متعة قال یکره للعیب علی أهلها.           

از امام صادق ع در مورد مردی که دختر باکره را صیغه (متعه) می کند سؤال شد؟ گفت: مکروه است به خاطر عیبی که بر اهلش می کنند.                                                                

ج 21 ح 26457 و عنه عن احمد بن عیسی عن الفضل بن کثیر المدائنی عن المهلب الدلال أنه کتب إلی أبی الحسن ع أن مرأة کانت معی فی الدار ثم إنها زوجتنی نفسها و أشهدت الملائکة علی ذالک ثم إن أباها زوجها من رجل آخر فما تقول فکتب ع التزویج الدائم لایکون إلا بولیّ و شاهدین و لاتکون تزویج متعة ببکر أستر علی نفسک و اکتم رحمک الله.        

مهلب دلال می گوید با نامه سؤال کردم از ابی امام کاظم ع زنی با من در خانه بود پس مرا برای خود ازدواج کرد و ملائکه را بر این ازدواج شهادت گرفت پس پدر او هم او را به ازدواج مرد دیگری در آورد نظر شما در این مورد چیست پس امام ع در جواب نوشت: ازدواج دائمی بدون ولی و دو شاهد امکان ندارد و دختر باکره هم متعه نمی شود پس پیش خود پنهان و کتمان کن خدا ترا رحمت کند. (شیخ این حدیث را نقل کرده و گفته، در حال تقیه گفته شده است)       

ج 21 ح 25459 احمد بن محمد بن عیسی فی نوادره عن القاسم بن محمد عن جمیل بن صالح عن أبی بکر الحضرمی قال قال أبوعبدالله ع یا أبابکر إیاکم و الأبکار و لاتزوّجوهنّ متعة.            

ابوبکر حضرمی امام صادق ع گفت: ای ابوبکر دور باشید از دختران باکره و آنها را متعه (صیغه) نکنید                                                                        

ج 21 ح 26461 محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن إبن أبی عمیر عن جمیل بن دراج قال سألت أباعبدالله ع یتمتع من الجاریة البکر؟ قال لابأس ما لم یستصغرها.             

ابن دراج گفت: سؤال کردم از امام صادق ع آیا دختر باکره را می توان متعه (صیغه) کرد؟ گفت اشکالی ندارد تا وقتی که او را کوچک نشمارد.      

ج 21 ح 26463 محمد بن هاشم عن الصفار عن موسی بن عمیر عن الحسن بن یوسف عن نصرعن محمد بن هاشم عن أبی الحسن الأول ع قال: إذا تزوجت البکر بنت تسع سنین فلیست مخدوعة.         

امام کاظم ع گفت: وقتی دختر نه ساله متعه (صیغه) شد خدعه نمی شود (یعنی بالغ است و متعه کردن او اشکال ندارد)    

ج 21 ح 25260 و عنه عن علی بن اسباط عن محمد بن حمران عن عبدالله بن ابی یعفور قال سألت اباعبدالله ع عن الرجل یأتی المرأة فی دبرها؟ قال: لابأس إذا رضیت قلت فأین قول الله عزوجل «فأتوهنّ من حیث أمرکم الله» (بقره 222) قال: هذا فی طلب الولد فاطلبوا الولد من حیث امرکم الله ان الله یقول «نسائکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنّی شئتم» (بقره 223)     

دنباله در قسمت بعدی