تبلیغات
تردید! - آیات و قسمتی از احادیث در مورد متعه (صیغه) و بعضی از احادیث در ارتباط با آن 3

در این جا قسمت سوم احادیث متعه یا صیغه و یا ازدواج موقت مطرح شده است

ج 21 ح 26492 محمد بن یعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن أبیه عن سلیمان بن سالم عن ابن بکیر قال: قال أبوعبدالله ع: إذا شرطت علی المرأة شروط المتعة فرضیت به و أوجبت التزویج فاردد علیها شرطک الأول بعد النکاح فإن أجازته فقد جاز و إن لم تجزه فلایجوز علیها ما کان من شرط قبل النکاح.           

امام صادق ع گفت وقتی با زن شرط های متعه را شرط کردی، و راضی به آن شد و ازدواج را لازم و واجب کرد در وقت ایجاب و قبول آن شرط هایی که اول کردی را تکرار کن پس اگر پذیرفت درست است و اگر شروط را نپذیرفت، پس شرطی وجود ندارد (یعنی شرط اول قبل از صیغۀ نکاح کافی نیست).    

ج 21 حدیث 26506 و عنه عن أبیه عن نوح بن شعیب عن علی بن حسن عن عبدالرحمان بن کثیر عن أبی عبدالله ع قال جائت امرأة إلی عمر فقال إنی زنیت فطهّرنی فأمر بها أن ترجم فأخبر بذالک أمیر المؤمنین ع فقال کیف زنیت؟ قالت: مررت بالبادیه فأصابنی عطش شدید فاستسقیت أعرابیا فأبی أن یسقینی إلا أن أمکنه من نفسی فلما أجهدنی العطش و خفت علی نفسی سقانی فأمکنته من نفسی فقال أمیر المؤمنین ع: تزویجٌ و رَبّ الکعبة.

امام صادق ع گفت: مردی نزد عمر آمد و گفت: من زنا کردم مرا پاک کن. و عمر دستور داد او را رجم (سنگسار) کنند پس به امام علی ع خبر دادند امام ع گفت: چگونه زنا کردی؟ زن گفت: رفته بودم صحرا و تشنه شدم از یک مرد بیابانی آب خواستم و او به من آب نداد مگر اینکه تسلیم شوم و با من نزدیکی کند وقتی تشنگی به من فشار آورد و بر جان خود ترسیدم تسلیم او شدم و او به من آب داد. امیر المؤمنین ع گفت: به خدای کعبه قسم، این ازدواج است.  

ج 21 حدیث 26530 محمد بن  عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن بعض اصحابنا عن زرارة عن أبی جعفر ع قال قلت له: الرجل یتزوج المتعة و ینقضی شرطها ثم یتزوجها رجل آخر حتی بانت منه ثم یتزوجها الاول حتی بانت منه ثلاثا و تزوجت ثلاثة ازواج یحل للاول أن یتزوجها؟ نعم کم شاء لیس هذه مثل الحرّة هذه مستأجرة و هی بمنزلة الإماء.      

زراره گفت: از امام باقر ع سؤال کردم، مردی زنی را متعه می کند و مدت متعه تمام می شود و مرد دیگری او را متعه می کند سپس از او جدا می شود و مرد اول او را متعه می کند و همین طور ادامه پیدا می کند تا سه بار و مرد سه بار ازدواج می کند آیا برای مرد اول حلال است که با او ازدواج کند؟ امام ع جواب داد: بلی. این صیغه مثل ازدواج دائم با زن آزاد نیست، بلکه این اجاره است و این (متعه یا صیغه) به منزلۀ کنیز است و مثل زن دائم نیست که سه طلاق، موجب حرمت تکرار ازدواج شود.

جلد 21 حدیث 26537 محمد بن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن حفص البختری عن أبی عبدالله ع قال: إذا بقی شیئ من المهر و علم لها زوجاً فما أخذته فلها بما استحلّ من فرجها و یحبس علیها ما بقی عنده.                

امام صادق ع  گفت: وقتی که از مهر مقداری باقی مانده و مرد فهمید که زن شوهر دارد، پس آنچه را زن گرفته، مال خودش به دلیل اینکه از زن استفاده کرده و باقی اجر را که نزد مرد مانده، به او ندهد.     

ج 21 حدیث  26538 و عن محمد بن یحیی عن احمد بن محمد عن علی بن احمد بن أشیم قال کتب إلیه الریان بن شبیب یعنی أبی الحسن ع الرجل یتزوج المرأة متعة بمهر إلی أجل معلوم و أعطاها بعض مهرها و أخرته بالباقی ثمّ دخل بها و علم بعد دخوله بها قبل أن یوفیها باقی مهرها أنها زوجته نفسها و لها زوج مقیم معها أیجوز له حبس باقی مهرها أم لایجوز فکتب: لایعطیها شیئا لانها عصت الله عزوجل.    

از امام موسی کاظم ع سؤال شد مردی زنی را متعه (صیغه) می کند مقداری از مهرش را به زن می دهد و مقداری را هنوز نداده با زن نزدیکی می کند و بعد می فهمد که زن در همان زمان شوهر داشته است آیا جایز است باقی مهرش را ندهد؟ پس امام ع در جواب نوشت هیچ چیزی به او ندهد چون نافرمانی خدا را کرده است.                 

ج 22 حدیث 28315 و عن أبی العباس الرزاز عن أیوب بن نوح و عن حمید بن زیاد عن ابن سماعة جمیعا عن صفوان عن ابن مسکان عن أبی بصیر عن أبی عبدالله ع قال إذا طلق الرجل إمرأته قبل أن یدخل بها تطلیقة واحدة فقد بانت منه و تزوج من ساعتها إن شائت.       

امام صادق ع : وقتی مردی زن دائمی خود را قبل از اینکه با او نزدیکی کند طلاق داد زن از او جدا می شود و از همان ساعت اول اگر بخواهد می تواند ازدواج کند و عدّه ندارد.    

ج 22 حدیث 28321 محمد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید عن ابن أبی عمیر عن حماد بن عثمان عن أبی عبدالله ع قال سألته عن التی قد یئست من المحیض و التی لایحیض مثلها قال: لیس علیها عدّة. 

از امام صادق ع سؤال شد: در مورد زنی که یائسه شده (یعنی به دلیل سن بالای پنجاه یا شصت سال بچه دار نمی شود) و نیز زنی که امثال او (به دلیل کم سنّ بودن او و ظاهراً یا دلیل دیگر) او حیض نمی بیند؟ امام ع گفت: این زن عدّه ندارد   

 ج 21 ح 26401 وسائل الشیعه از کتاب متعه تألیف شیخ مفید حدیث 6 و بهذا الإسناد احمد بن محمد بن عیسی عن علی بن حمزه البطائنی عن أبی بصیر قال: دخلت علی أبی عبدالله ع فقال: یا أبا محمد تمتعت منذ خرجت من أهلک بشیئ من النساء؟ قال: لا قال: و لِمَ؟ قلت: ما معی من النفقة یقصر عن ذلک. قال: فأمر لی بدینار و قال: أقسمت علیک إن صرتَ إلی منزلک حتّی تفعل قال: ففعلت.                                                                                

ابوبصیر نقل می کند نزد امام صادق ع رفتم امام ع به من گفت ای ابامحمد (لقب ابوبصیر) آیا از وقتی که از نزد اهل خودت خارج شده ای متعه کردی؟  نه امام ع گفت چرا ؟ گفتم من آنقدر نفقه ندارم که کفاف این کار را به من بدهد امام ع دستور داد یک دینار (سکۀ رایج طلا) به من دادند و گفت این را به تو دادم که به منزل نروی مگر اینکه متعه کنی. ابو بصیر می گوید: من هم این کار را کردم. (کتاب وسائل اخر حدیث که می گوید «من هم این کار را کردم» را ندارد)     

ج 20 ح 25676 محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن احمد بن محمد عن علی بن الحکم عن عمر بن حنظلة قال قلت لابی عبدالله ع إنی تزوّجت امرأة فسألت عنها فقیل فیها. فقال: و أنت لِمَ سألت أیظاً؟ لیس علیکم التفتیش.

عمر بن حنظله گفت: از امام صادق ع سؤال کردم من با زنی ازدواج کردم و از او در مورد آن (ظاهراً عدّه) سؤال کردم و زن گفت در آن (عدّه) هستم  امام ع گفت: و تو همچنین چرا سؤال کردی؟ تفتیش بر تو نیست. یعنی حق نداری از زن در مورد اینکه شوهر دارد یا نه، و یا در عدّه مرد دیگری هست یا نه، تفتیش و جستجو کنی. 

ج 21 ح 26444 محمد بن الحسن بإسناده عن محمد بن أحمدبن یحیی عن علی بن السندی عن عثمان بن عیسی عن اسحاق بن عمار عن فضل مولی محمد بن راشد عن ابی عبدالله ع: قال قلت: إنی تزوّجت امرأة متعةً فوقع فی نفسی أنّ لها زوجاً ففتّشتُ عن ذلک، فوجدت لها زوجاً، قال و لِمَ فتّشتَ؟

سؤال فضل از امام صادق ع سؤال کرد من با زنی ازدواج متعه ای کردم سپس در دلم افتاد که این زن شوهر دارد و در مورد زن تفتیش کردم پس یافتم که شوهر دارد ( حالا چه کار کنم) امام ع جواب داد: و تو چرا تفتیش کردی؟ 

ج 21 ح 26877 محمد بن الحسن بإسناده عن الحسین بن سعید عن حماد بن عیسی عن عبدالله بن ابی یعفور عن ابی عبدالله ع فی الرجل ینکح الجاریة من جواریه و معه فی البیت من یری ذلک و یسمعه قال: لابأس.   

از امام صادق ع سؤال شد، در مورد مردی که با کنیز خود نزدیکی می کند در حالی که در خانه کسی است که می بیند و می شنود؟ امام ع فرمود: اشکالی ندارد.

ج 4 ح 5554 محمد بن یعقوب عن محمدبن یحیی عن احمد بن محمد عن علی بن الحکم عن العلاء بن رزین عن محمد بن مسلم عن ابی جعفر ع – فی حدیث – قلت الأمة تغطی رأسها إذا صلت؟ فقال: لیس علی الأمة قناع.   

از امام باقر ع سؤال شد، بر کنیز لازم است که در نماز سر خود را بپوشاند؟ گفت: بر کنیز نیست که مقنعه (و چیزی که سرش را بپوشاند) داشته باشد.        

ج 4 ح 5562 و عن أبیه عن علی بن سلیمان عن محمد بن الحسین عن أحمد بن محمد بن أبی نصر عن حماد بن عثمان عن حماد اللحام قال: سألت أبا عبدالله ع عن المملوکة تقنّع رأسها فی الصلاة؟ قال: لا قد کان أبی إذا رأی الخادم تصلی و هی مقنعة ضربها لتعرف الحرّة من المملوکة.   

از امام صادق ع سؤال شد، آیا کنیز باید در نماز مقنعه سر کند؟ گفت: نه، پدرم (امام باقر ع) وقتی می دید کنیزی در حال نماز مقنعه برسرخود کرده، او را زد (که مقنعه بر سرنکند) تا زن آزاد (غیر کنیز) از کنیز شناخته شود (یعنی مقنعه بر سر گذاشتن و سر را پوشاندن به خاطر این است که معلوم شود این زن کنیز نیست و کنیز هم نباید سر را بپوشاند تا معلوم شود کنیز است).

ج 4 ح 5559 و عنه عن احمد بن محمد عن محمد بن عبدالله الأنصاری عن صفوان بن یحیی عن عبدالله بن بکیر عن أبی عبدالله ع قال: لابأس بالمرأة المسلمة الحرّة أن تصلی و هی مکشوفة الرأس.    

امام صادق ع گفت: اگر زن مسلمان آزاد (غیر کنیز) سر خود را نپوشیده نماز بخواند اشکال ندارد. شیخ در مورد این حدیث و حدیث بعدی که کلمه الحرّة را ندارد، گفته است احتمال دارد از این دو حدیث زنان غیر بالغ منظور باشد و ممکن است برای زنان در حالی که قدرت بر تهیه مقنعه ندارند منظور باشد و ممکن است منظور از اینکه بدون مقنعه نماز بخواند زمانی است که لباس دیگری پوشیده، که سر تا پایش را می پوشاند و در مورد حدیث بعدی که کلمه حرّه را ندارد (در اینجا آن حدیث را نیاوردیم) احتمال دارد کنیز و نه زن آزاد منظور باشد.          

ج 4 ح 5550 عن عبدالله بن الحسن عن جده علی بن جعفر عن أخیه موسی بن جعفر ع قال: سألته عن المرأة الحرّة هل یصلح لها أن تصلی فی درع و مقنعة؟ قال لایصلح إلا أن لاتجد بُدّاً.     

از امام موسی کاظم ع سؤال شد آیا زن آزاد (غیر کنیز) در یک پیراهن و مقنعه نماز بخواند خوب و کافی است؟ گفت: نه صلاح نیست مگر چاره ای نداشته باشد.   

ج 4 ح 5563 عبدالله بن جعفر فی قرب الاسناد عن عبدالله بن الحسن عن جدّه علی بن جعفر عن أخیه موسی بن جعفر ع قال سألته عن الأمة هل یصلح لها أن تصلی فی قمیص واحد؟ قال: لابأس.   

از امام موسی کاظم ع سؤال شد آیا خوب و کافی است که کنیز در فقط یک پیراهن نماز بخواند؟ گفت: اشکالی ندارد.

جلد 2 ح 1401 و بإسناده عن احمد بن محمد عن ابی یحیی الواسطی عن بعض اصحابه عن ابی الحسن الماضی ع قال العورة عورتان القبل و الدبر و الدبر مستور بالألیتین فإذا سترت القضیب و البیضتین فقد سترت العورة. 

امام کاظم ع گفت: عورت دو تا است جلو و عقب، و عقب به وسیلۀ ران ها پوشیده شده است و وقتی آلت تناسلی و بیضه ها را پوشاندی عورت پوشیده شده است.             

کافی جلد 6 باب حمام ح 7 عدة من اصحابنا عن سهل بن زیاد عن منصور بن العباس عن حمزة بن عبدالله عن الربعی عن عبیدالله الدابقی قال: دخلت حماماً بالمدینة فإذا شیخ کبیر و هو قیم الحمام فقلت یا شیخ لمن هذا الحمام ؟ فقال لأبی جعفر محمد بن علی بن الحسین. فقلت کان یدخله؟ قال نعم کان یدخله فیبدأ فیطلی عانته و ما یلیها ثمّ یلفّ إزاره علی أطراف إحلیله فیدعونی فأطلی سائر بدنه، فقلت له یوما من الأیام: إنّ الذی تکره أن أراه قد رأیته قال: کلا إنّ النورة سترة. (وسائل الشیعه جلد 2 حدیث 1457 قسمتی ازاین حدیث را نقل کرده)         

عبیدالله (راوی حدیث) می گوید در مدینه داخل حمامی شدم در آنجا پیر مردی دیدم که مسئول حمام بود گفتم ای پیر مرد این حمام مال کیست؟ گفت مال امام باقر ع است. گفتم خودش هم به این حمام می آید؟ گفت بلی، این گونه بود که داخل حمام می شد و شروع می کرد به واجبی (نوره) زدن و وقتی عورت جلو و عقب خود را نوره می مالید لنگ خود را می انداخت و به من می گفت که قسمت های دیگر بدن او را نوره بمالم، روزی به او گفتم: آن چیزی که کراهت داشتی که من ببینم دیدم. امام ع گفت: نه هرگز، البته نوره (واجبی) پوشش و ساتر است.     

جلد 20 حدیث 25758 و عن محمد بن یحیی عن طلحة بن زید عن أبی عبدالله ع قال: قال: رسول الله ص من أمکن من نفسه طائعاً یلعب به ألقی الله علیه شهوة النساء.   

امام صادق ع نقل کرده است که رسول خدا گفت: کسی که از خودش به دیگران تمکین کند و خودش مایل باشد که با او بازی کنند (با او لواط کنند) خدا به او شهوت زنان را می دهد (مرد از عقب خود لذت زنانه می برد و از آن خوشش می آید). 

احادیث کنیز (أمة)

ج 21 حدیث 26695 و عن علی بن ابراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن سلیم الفرّاء عن حریز عن أبی عبدالله ع فی الرجل یحلّ فرج جاریته لأخیه فقال لابأس بذالک ...          

سؤال شد از امام صادق ع آیا مرد کنیز خود را می تواند برای برادر و دوستش حلال کند ؟ امام ع گفت اشکالی ندارد ...   

ج 21 حدیث 26713 محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن علی بن ابراهیم عن أبیه جمیعا عن ابن محبوب عن جمیل بن صالح عن الفضیل بن یسار قال قلت لأبی عبدالله ع جعلت فداک إنّ بعض أصحابنا قد روی أنّک قلت إذا أحلّ الرجل لأخیه جاریته فهی له حلال فقال نعم یا فضیل قلت فما تقول فی رجل عنده جاریة نفیسة و هی بکر أحل لأخیه ما دون فرجها أله أن یقتضّها؟ قال لیس له إلا ما أحلّ له منها و لو أحل قبلة منها لم یحلّ له ما سوی ذلک قلت أرأیت إن أحل له مادون الفرج فغلبته الشهوة فاقتضّها قال لاینبغی له ذلک قلت فإن فعل أیکون زانیا قال لا و لاکن یکون خائنا و یغرم لصاحبها عشر قیمتها إن کانت بکرا و إن لم تکن فنصف عشر قیمتها.     

فضیل بن یسار گوید به امام صادق ع گفتم فدایت شوم بعضی از یاران ما روایت کرده است که شما فرموده ای که مرد می تواند کنیز خود را برای برادر و دوست خود حلال کند امام ع گفت بلی (گفته ام) ای فضیل. گفتم پس چه می گویی در وقتی که مردی کنیزش را که آن کنیز قیمتی و باکره است و غیر از جلویش را حلال کرد آیا مرد دوم حق دارد بکارتش را از بین ببرد؟ امام ع گفت حقی بر کنیز ندارد مگر به همان مقدار که بر او حلال کرده است. و اگر جلو را بر او حلال کرد غیر از جلو بر او حلال نیست گفتم اگر غیر از جلو را برای او حلال کرد و شهوت بر آن مرد غلبه کرد و بکارتش را هم از بین برد؟ امام ع گفت این کار سزاوار نیست که انجام شود گفتم اگر شد آیا ان مرد زناکار است؟ امام ع گفت  ولی خیانت کار است و اگر کنیز باکره بوده باید یک دهم قیمت کنیز را به آن مرد غرامت بدهد و اگر باکره نبوده باید نصف آن (یک بیستم قیمت او) را غرامت دهد.         

ج 21 ح 26720 محمدبن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن الخشاب عن یزید بن اسحاق شعر عن الحسن بن عطیة عن ابی عبدالله ع قال: إذا أحل الرجل للرجل من جاریته قبلة لم یحلّ له غیرها فان أحلّ له دون الفرج لم یحلّ له غیره فان أحلّ له الفرج حلّ له جمیعها.    

امام صادق ع گفت: وقتی مردی برای مردی نزدیکی فقط از جلوی کنیزش را حلال کرد غیر از آن برایش حلال نیست و اگر غیر از جلو را حلال کرد غیر از جلوی کنیز برایش حلال است و وقتی جلو را حلال کرد جمیع لذت جویی ها برای او حلال است.   

و السلام