تبلیغات
تردید! - بحثی در مورد معنی و مفهوم جامعه قسمت اول
چهارشنبه 4 فروردین 1389

بحثی در مورد معنی و مفهوم جامعه قسمت اول

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

 به نام او که به انسان عقل اجتماعی داد    

معنا و مفهوم جامعه         

جامعه به چه معنایی است؟ و چگونه جامعه ایجاد می شود؟ هویت اجتماع چیست؟                        

جامعه به هر گروه از افراد گفته نمی شود که در جایی گرد هم آمده باشند، بلکه جامعه مفهومی است که به جمعی که منافع مشترکی دارند و آراء و افکار آنان به منافع جمع خودشان تعلق گرفته باشد گفته می شود. برای مثال در زبان فارسی کلمه و جمله داریم در جمله نسبت وجود دارد، اگر کلماتی که معانی آنها باهم نسبت و ارتباط نداشته باشند و لو اینکه کلمات زیاد و متعدد هم باشند و در کنار هم قرار گیرند ما معنی جمله، یعنی معنی نسبت را از آنها نمی فهمیم، بنابراین درست است که جمله از کلمات تشکیل می شود و همیشه کلماتی در جمله وجود دارند، ولی معنایی که از جمله می فهمیم بیشتر از معنایی است که از فرد فرد آن کلمات به دست می آوریم.

به آن معنایی که اضافه بر معنی کلمات است، نسبت می گوییم، معنی ارتباطی در جمله از نظر منطقی، غیر از معنایی است که فرد فرد کلمات آن را می فهماند، این مثال را در مورد کارخانه و اجزاء آن و یک تیم بازی تیمی و افراد آن و امثال اینها هم می توان پیاده کرد یعنی اگر اجزاء یک کارخانه کنار هم باشند ولی به هم متصل نشده باشند و افراد یک تیم باهم باشند ولی به اصطلاح با هم تیمی کار نکنند دیگر به آن تیم و کارخانه نمی گویند هر چند از نظر اجزاء و افراد هیچ چیزی کم نداشته باشند جامعه هم همین گونه است یعنی تا زمانی که آراء اعضای گروه به هم پیوند نخورد یعنی آراء آن گروه با هم نباشد و به منافع جمع تعلق نگرفته باشد جامعه ایجاد نشده است بنابر این جامعه معنایی غیر از آراء عمومی و افکار و منافع عمومی ندارد پس جامعه از آرائی که بر اساس منافع جمعی باشد شکل می گیرد و ایجاد می شود و جامعه هویتی غیر از این آراء جمعی ندارد. مثالی دیگر که معنی جامعه و حدود آن را بیشتر می فهماند: اگر فردی در منزل و خلوت خود کاری انجام دهد  باز هم پیش خود بگوید که اگر من این کار را انجام دهم مردم چه می گویند یا چه خواهند گفت. این عمل هر چند در تنهایی و خلوت انجام شده است ولی چون با آرا و دید مردم شکل گرفته یک عمل اجتماعی است یعنی در عمل اجتماعی نگاه مردم و آراء مردم، ملاک و معیار و اساسی است و بالعکس اگر عملی فردی که ملاک و معیار آن با آراء و نظر مردم ارتباطی ندارد اگر به صورت جمعی هم باشد به آن عمل اجتماعی نمی گویند مثلا اعمال عبادی مثل نماز جماعت به گونه ای است که نگاه و نظرات و آراء مردم در انجام و عدم انجام آن، دخالتی ندارد و نباید داشته باشد و با منافع مردم هم هیچ ارتباطی چه به ضرر جمع و چه به نفع جمع ندارد و کسی که نماز جماعت می خواند نماز را برای این نمی خواند که پیش خود بگوید اگر من به جماعت نخوانم مردم چه می گویند، بلکه نماز و به جماعت خواندن آن فقط برای خدا و ارتباط با خدا انجام می شود و کمترین دخالتِ نظر و نگاه دیگران ریا و شرک محسوب می شود حتی نظر و آراء پدر و مادر هم نمی تواند در عملِ نماز خواندن انسان دخالت داشته باشد و همین گونه است عبادتی مثل حج که به صورت جمعی انجام می شود که اگر غیر از اطاعت خدا در آن ملاک و معیار باشد باطل خواهد بود، پس «جامعه یا اجتماع) به هر آنچه که منافع و آرای جمع به آن تعلق گرفته است می گویند، یا اینکه بگوییم نظرات و آراء جمع ملاک و معیار آن اعمال و خواسته ها باشد. و «صفت فردی» آن قسمت از خواستها و اعمال است که به هیچ کس دیگر ربطی نداشته باشد و فقط به خود شخص مربوط باشد و علم و رأی و نظر شخص، در آن ملاک و معیار است.                                                                          

جامعه به معنی عموم و همۀ گروه مردم است ولی برای اینکه نظر و رای جامعه ای بدست آید رای گیری لازم است و البته رای گیری تا به حال، بهترین راه برای سنجیدن نظر و گرایش مردم بوده است و راه پیمایی ها و تجمعات هم نشانه هایی برای فهم گرایش مردم است و استقبال در آنها، نشان از رای جامعه می دهد و اگر مردم علی رغم خواست خود یا از روی جهل در جایی تجمع کنند، مسلماً نشان از گرایش ها و نظرات مشترک مردم است، و به آنچه به نام آنان مطرح می شود، نخواهد داشت و دلیلی بر تصمیم سازی نمی شود.                                                                        

فکر می کنم از این بحث این نتیجه را هم می توان گرفت که اعمال فردی به گونه ای است که مخالفت جمع هم نمی تواند مانعی برای آن ایجاد کند یعنی اینکه انسان اعتقادی داشته باشد و برای خود عبادتی و دعایی را لازم بداند به ضرر هیچ کس نیست و منافع آن هم به جمع و دیگران ربطی ندارد و هیچ کس حق ندارد از آن ممانعت کند مگر اینکه به ضرر دیگران باشد یا با منافع مردم تعارض داشته باشد البته دعا کردن به دیگران ممکن است برای خود انسان و مردم خوب باشد و یا نماز تأثیر خوب اجتماعی داشته باشد (نماز از فحشاء و منکر باز می دارد) ولی بود و نبود این منفعت، ملاک و معیار آن عبادت نیست اگر چه نماز انسان را از منکرات و گناهان باز می دارد که بسیاری از گناهان و منکرات، اجتماعی است ولی این تأثیر آن نماز را به عملی اجتماعی تبدیل نمی کند بلکه عبادات به گونه ای است افراد انسان را برای ورودِ خوب در اجتماعات تربیت می کند به همین دلیل اگر فرد مؤمن واقعی باشد بهتر می تواند حقوق مردم را رعایت کند و مورد اعتماد آنان واقع شود.

اگر عمل و خواسته ای که منافع اجتماعی به آن تعلق گرفته است، برای دخالت مردم در آن کار و خواسته مانع وجود داشته باشد، این حق از عموم سلب نمی شود و نیز اگر فردی اعمال اجتماعی خود را با قصد و نیّت الهی و با وضو انجام دهد آن عمل به عملی عبادی تبدیل نمی شود و در واقع نیّت و قصد الهی در اعمال اجتماعی به حیثیت و جهت فردی انسان مربوط است و اعمال فردی است و نه عمل اجتماعی و آن قسمت که به اجتماع مربوط است نه آن قصد و نیت و عبادت بلکه به دلیل منفعت جمعی آن عمل است و آن جهت عبادی و الهی عمل برای فرد انسان فایده دارد و لو فایده اش توفیق در عمل اجتماعی باشد.                                                                                     

سخن دیگر این است که حیواناتی هم وجود دارند که زندگی اجتماعی دارند مثلا گرگ ها و شیرها و زنبورها و مورچه ها و بعضی از پرندگان و حتی بعضی ماهیها هم زندگی اجتماعی دارند و گروهی زندگی می کنند و برای منفعت جمع خود یعنی در بدست آوردن غذا و مقابله با دشمن به صورت جمعی اقدام می کنند و حیواناتی که زندگی جمعی دارند کمتر رو به انقراض رفته اند و اجتماعی زندگی کردن موجب حفظ و بقایشان شده است، اما زندگی اجتماعی آنها غریزی است و تابع عقل جمعی نیست و به همین دلیل اجتماعات آنها محدود در حیطه همان گروه محدود و ثابت است اما اجتماعات انسانی، گوناگون و متغیر و از روی علم و شعور و آگاهی است و حتی زندگی فردی و یا اجتماعی خود را خودش انتخاب می کند، چه بسا انسان هایی که به دلیل جهالت، یا عدم دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات، منافع اجتماع خود را درک نمی کنند و مسئولیت اجتماع خود را خوب تشخیص نمی دهند و گروه یا افراد دیگری به صورت ظالمانه، نیروی اجتماعی آنان را بر علیه خود آنها به کار می گیرند. بنابر این آزادی عقیده و بیان که می توان آن را آزادی علم و آزادی گردش اطلاعات هم نامید، نقش اساسی در شکل گیری جامعه و فهم منافع مشترک اجتماعی دارد پس علم و درک و شناختِ منافع اجتماعی در تشکیل جامعه و اعمال قدرت اجتماعی، لازم و ضروری است.
دنباله در قسمت دوم