تبلیغات
تردید! - لطیفه (جوک) 1
پنجشنبه 6 خرداد 1389

لطیفه (جوک) 1

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

بنام خدای شادی ها

فردی از دیگری پرسید: تو که می دانی پرونده من خراب است و ما سابقه زندان داریم و جز با منحرفین هم صحبت نمی شوم آیا از هم صحبتی من نمی ترسی؟ اگر روزی ترا گرفتند و پرسیدند چرا با فلانی هم صحبت بودی چه می گویی؟

دومی جواب داد: به ایشان می گویم اگر دو تا الاغ را در جایی ببندند و با هم سر یک غذا بنشینند اگر آن دو الاغ را در میان هزار تا الاغ دیگر رها کنی آن دو الاغ همدیگر را پیدا می کنند و همراه هم می شوند آیا من حق ندارم با یک هم درسی خود هم صحبت شوم؟