تبلیغات
تردید! - زندگی و فرهنگ روستایی و شهری
سه شنبه 11 خرداد 1389

زندگی و فرهنگ روستایی و شهری

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

بسمه تعالی
زندگی در روستا و بیابان و حاشیه جنگل همیشه با مشکلات همراه است دشواری زندگی وبی نظمی از لوازم کار کشاورزی و دامداری است که در روستاها وجود دارد در کار کشاورزی وقت محدودی برای کار وجود دارد کاشت و داشت و برداشت محصولات کشاورزی، همه کارهای سختی هستند که در وقت خود باید انجام شوند برای مثال برداشت محصول کشاورزی در زمانی که ممکن است باران ببارد و تمام محصول را خراب کند به عجله و کاری مضاعف نیاز دارد و خستگی و عجله و سختی کار موجب تندی و عصبانیت و خشونت هم می شود و همچنین کار دامداری نیز کار مشکلی است که روستاییان به عهده دارند.

عدم وجود جمعیت زیاد در روستاها و کمبود رسانه های اجتماعی و استفادۀ کمتر از رسانه های جمعی در روستاها موجب بی خبری و در جهل و نادانی ماندن روستاییان می شود کشاورزی و دامداری مکانیزه هم بیشتر منشأ شهری دارد و روستاییان کمتر اهل تغییر به سمت مکانیزه کردن کشاورزی و دامداری و استفاده از ابزارهای جدید هستند، مجموعه این عوامل موجب می شود روستایی فردی باشد که بی نظم یا کم نظم و غیر عالم و در همان حال پایبند به اعتقادات خود بار بیاید و این پایبندی غیر علمی موجب سختی انسان و تعصب و تحجر در باورهای او می شود.

شاید برای افراد دانشگاهی یا حوزوی زیاد پیش می آید که وقتی بحثی علمی را در روستایی و یا در میان جمعی روستایی مطرح می کنند کمتر کسی پیدا می شود که برای او قابل استفاده باشد و گاهی ممکن است برای اثبات یک دلیل علمی وقت زیادی را صرف کند و نتیجه نگیرد و یا کمترین نتیجه را بگیرد در حالی که همان مقدار طرح بحث علمی در میان افراد شهری تأثیر بسیار زیادی می گذارد و نتایج سودمندی را موجب می شود در عین حال روستایی بیشتر به کار و زحمت خود می بالد زیرا کار خود را تولید می داند و نقش بازار و صنعت را کمتر درک می کند. این عوامل قسمتی از عواملی هستند که روستایی را به سمت جهل و نادانی و تعصبیت و جمود سوق می دهند.      

وقتی یک فرد روستایی به شهر می آید و در آنجا مسکن می کند مدت زیادی و شاید نسلها طول می کشد تا خود را با فرهنگ شهری سازگار کند. در شهرها چون خانه ها نزدیک هم اند و جمعیت به نسبت زیاد است ارتباط ها هم بیشتر است و برای ایجاد بازار و مراکز آموزشی مناسب است و اگر تولیدی صورت بگیرد بهتر محاسبۀ دخل و خرج آن می شود و به فروش می رسد فشردگی جمعیت موجب شده است که هرکس حدود خود را بهتر بشناسد ساعات کار منظم است و فرصت بیکاری و فکر کردن هم وجود دارد و برای اداره شهرها هم قوانین و مسئولیت هایی وجود دارد و خلاصه شهرها انسان را به سوی قانون مندی و عقلانیت و مدنیت سوق می دهد در شهرها نیاز به حضور دیگران و هم فکری و تصمیم جمعی بیشتر احساس می شود و احترام متقابل و ارتباط بهتر، بیشتر تجربه می شود.   

در بعضی از شهرها ویژگی هایی وجود دارد که علی رغم وسعت شهری آن تاحدود زیادی فرهنگ روستایی در آنها حفظ می شود و این ویژگی، موجب عقب ماندگی آن شهرها می شود و گاهی اعتقاد همراه با غرور موجب می شود مردم شهری در حالی که عقب مانده اند خود را برتر از شهرها و اقوام دیگر بدانند، این ویژگی موجب می شود این گونه شهرها به جای اینکه از علما و دانشمندان تأثیر بگیرند از افراد مورد اعتماد خود هر چند افرادی کم سواد باشند تأثیر می گیرند و دائما از اقوام دیگر فاصله بگیرند و به جای اینکه از امتیازات اقوام دیگر تأثیر پذیرند و سود برند و نیز اگر خودشان ویژگی خوبی دارند به دیگران منتقل کنند و موجب رشد دیگران شوند از مردم شهرها و اقوام دیگر دوری می کنند و بر نوعی تعصب و جمود در این گونه جوامع افزوده می شود در اینگونه جوامع فکر و علم از ارزش کمی برخوردار است. 

شهری بودن نباید موجب بالیدن و غرور شود بلکه عالم بودن و متفکر بودن جای بالیدن و غرور دارد که آن هم علما و دانشمندان واقعی هرگز غرور ندارند امام علی ع می فرماید: «سفاهت و غرور در قلب عالم وجود ندارد، کافی ج 1 ص 36 ح 5»و تواضع از ویژگی های دانشمندان است عالم و دانشمند مثل درخت پر میوه است که شاخه های پر میوۀ آن با تواضع سر به زیر دارند، علم و دانش بیشتر در شهر های بزرگتر یافت می شود و رشد و مدنیت بیشتر در شهرها و آبادی های بزرگتر ایجاد می شود و جوامع رشد یافته تر و دارای تحصیل کردگان بیشتر همیشه اقوام مهاجر را در خود می پذیرند و با خیر خواهی موجبات رشد و سعادت آنان را فراهم می کنند و آنان را در پیشرفت خود شریک می کنند.   

مردمی که با دیگران سر ناسازگاری دارند و دائما به عیب جویی دیگران می پردازند دارای عقب ماندگی فرهنگی مضاعف هستند به همین دلیل است که علما و دانشمندان اگر استدلالی از کسی بشنوند از او می پذیرند و نیز به کسانی که توانایی دارند با راهنمایی و آموزش و مشورت علمی خود، موجبات رشد دیگران را فراهم می کنند. علما دائما در حال تغییر و نوشدن در فکر و درون خود هستند و کسانی که توان تغییر کمتری دارند در واقع از علم کمتری برخوردارند به همین دلیل، دانشمندان می توانند در دیگران نفوذ کنند و اعتماد مردم زیادی را به خود جلب کنند. کسانی که توان تغییر خود را ندارند در دیگران و محیط خود هم نمی توانند تغییر ایجاد کنند و کسانی که کمتر تغییر می پذیرند، کمتر در محیط و دیگران می توانند تغییر ایجاد کنند.  

اگر عالم بزرگی در شهری وارد شود و یا در آنجا سکونت کند وجود او موجب تشویق مردم مخصوصا جوانان به علم و فضیلت می شود و نیز موجب تضعیف مجرمان و ظالمان می شود و اگر ظالم قدرتمندی در شهری وارد شود یا سکونت کند موجب احساس قدرت کردنِ مجرمین و ظالمین می شود و نیز موجب تضعیف صالحان و عالمان و دانشمندان می شود. انسان های بزرگ و دانشمند به نسبت توانایی علمی خود می توانند تأثیر بیشتری در محیط خود ایجاد کرده و جوامع را به سوی صلاح و خوشبختی رهنمون شوند.     

در بسیاری از احادیثی که گناهان بزرگ (کبیره) را مطرح کرده اند، بیابانی شدن بعد از هجرت (التعرّب بعد الهجرة) را به عنوان یکی از گناهان بزرگ مطرح کرده اند (کتاب کافی، ج 2 ص 276 باب کبائر) تعرّب به معنی بیابانی شدن است و به معنی عرب شدن نیست و با اعرابی هم خانواده است نه عربی. و توضیح معنی آن این می شود کسی که به شهر آمده و مؤمن شده و رشد پیدا کرده اگر به روستا و زندگی در بیابان باز گردد و ناچار آز آنان تأثیر پذیرد گناهی بزرگ مرتکب شده است، اگر چه تعرب برگشت به کفر و الحاد است، ولی این معنی نشان از ملازمه بین بیابانی شدن و کافر شدن دارد یعنی کسانی که به زندگی بیابانی بر می گشتند مشرک و کافر می شدند و این معنی که اگر کسی به مکانی دارای مدنیت و شهری رشد یافته رفت و از آنان تأثیر گرفت، حق ندارد به مکان عقب ماندۀ سابق برگردد و فرهنگ عقب ماندۀ آنان را بپذیرد و در آن جا مسکن کند.

این معنی را در روستا و بیابان نسبی و شهر بزرگ نسبی هم می توان سرایت داد یعنی اینکه رشد و فرهنگ بهتر را در شهرهای بزرگتر و باسابقۀ شهری بیشتر می توان یافت و عقب ماندگی را در زندگی بیابانی و دور افتاده تر از شهر می توان جستجو کرد و هر چه انسان در اجتماعات شهری کوچکتری زندگی کند از رشد کمتری برخوردار خواهد شد. و همچنین اگر کسی بتواند اعتماد جوامع شهرهای بزرگ تر را به خود جلب کند و اعتماد دانشمندان و تحصیل کردگان بیشتری را به دست آورد نشان از عالم بودن و صالح تر بودن و بافضیلت تر بودن او نسبت به دیگران می تواند باشد. 

لازم است در روستاها ارتباطات و رسانه های جمعی تقویت شود و هستند روستاهایی که به دلیل رشد یافتگی و تحصیلات بیشتر از سطح فرهنگی بالاتری نسبت به بعضی از شهرها برخوردارند اگر کسی در شهر زندگی می کند و یا از روستا به شهر مهاجرت می کند لازم است از امکانات شهری برای رشد فرهنگ و علم و اخلاق خود استفاده کند و خود را از فرهنگ روستا دور نگاه دارد و وابستگی خود به روستا و فرهنگ روستایی را کم کند، تا هم به مقتضای عقل و علم و هم به معنی حدیث معصوم ع عمل کند و خود را به رشد و صلاح برساند و با فرهنگ و اخلاق و مدنیت شهری سازگار شود.

 و السلام