تبلیغات
تردید! - بحثی در مورد قم و آداب و رسوم جامعه قمی
یکشنبه 7 شهریور 1389

بحثی در مورد قم و آداب و رسوم جامعه قمی

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

بسمه تعالی

قم شهری مذهبی است که مرقد حضرت معصومه س خواهر امام رضا ع امام هشتم شیعیان در آن قرار دارد زبان مردم بومی قم فارسی با لهجۀ شبیه لوطی ها که آن را ویژۀ قم کرده است امروزه اقوام و زبان های دیگر ایرانی و حتی خارجی مختلفی که در قم ساکن هستند کم نیستند، ترک زبانان بیشتر در منطقه نیروگاه و افغانی ها (هزاره ای ها) بیشتر در منطقه شهر قائم سکونت دارند و از مردم اقوام دیگر ایرانی هم به صورت گسترده در قم پراکنده اند از کشورهای خارجی از عربها و آفریقایی و هندی و پاکستانی و حتی اروپایی و آمریکایی هم در قم حضور دارند که به نظر می رسد برای تحصیل علوم دینی در اینجا سکونت کرده اند.    

علی رغم اینکه قم را شهر علم و اجتهاد نامیده اند مردم بومی قم به نسبت شهرهای دیگر ایران کمتر تحصیل کرده و باسواد دارد اصولا قمی ها هم کمتر در حوزه درس می خوانند و هم در دانشگاه رسم بوده که دختران تا سطح راهنمایی بیشتر درس نخوانند و حتی دختران را برای خرید نان به نانوایی نمی فرستادند تا مبادا فاسد شوند، برای تحصیلات دانشگاهی هم فرزندان و بویژه دختران را به شهرهای دیگر نمی فرستادند این رسوم به دلیل ملزومات ومشکلات روزافزون زندگی به کندی در حال دیگرگونی است.   

آب و هوای قم گرم و خشک و کویری و خشن است هم تحمل گرمای قم مشکل است و هم سرمای قم سوزناک است و معروف است زمانی که کولرها خاموش می شود بخاری را باید نصب کرد چون که سرما ناگهانی از راه می رسد شاید بتوان گفت که قم بیشترین اختلاف دما را در شبانه روز دارد و گاهی اختلاف دمای شبانه روز به بیست درجه می رسد فکر می کنم سختی آب و هوا، موجب سختی در انسانها هم می شود.   

حدیثی نقل شده (بحار ج 57 ص 217 ح 43روی عن الائمه) مبنی بر اینکه اگر قمی ها نبودند دین ضایع می شد البته مردمی از قم زمانی چنان مومن و آگاه بودند که بعضی از داستان های نقل شده در مورد قمی ها به افسانه شبیه است از جمله اینکه سهم امام (خمس) را در زمان غیبت صغرا به کسی می دادند که مقدار و نشانه ها و خصوصیات اموال و صاحبان آنها را بگوید چنین کسی را به عنوان نمایندۀ امام زمان عج پذیرفته و سهم امام، به او پرداخت می شد و این واقعیتی بود که عملی می شد ولی این داستان ها باعث فضل و برتری برای قمی های امروز، که هیچکدام از صفات و ویژگی های آنها را ندارند نمی شود ولی با این وضع این داستانها و احادیث هنوز در منبرها و مناسبت های مختلف در قم نقل می شود و موجب تفاخر بسیاری هم می شود علماء قم در گذشته اگر چه در نقل مورد اعتماد بودند ولی سخت گیر بودند و مواردی از سخت گیری های آنان در کتاب های رجالی مردود شمرده شده است در مذهب شیعه هم تعصب دارند و چون به صورت علمی و تحقیقی کمتر در مورد دین شناخت پیدا می کنند نوعی تعب غیر منطقی جای بحث و شناخت علمی را می گیرد چنین انسان هایی رسوم و عادات دینی خود را کمتر می توانند تغییر دهند.  

مرکزیت حوزۀ علمیه اسلامی شیعی در ایران از ویژگی های دیگر شهر قم است معروف است که حوزۀ علمیۀ قم از حوزۀ علمیۀ نجف سیاسی تر است طلاب حوزۀ قم ماه رمضان و دهۀ اول ماه محرم و دهۀ آخر ماه صفر و دهۀ فاطمیّه برای تبلیغ به نقاط مختلف کشور مهاجرت می کنند و در این مدت حوزه ها تعطیل است و حوزۀ نجف این تعطیلی ها را ندارد و در این مدت کلاس های درس آنان برقرار است. در مساجد و حسینیه ها و تکایای شهر قم که به نسبت زیاد در آن وجود دارد در ایام شهادت و رحلت معصومین ع و اهل بیت پیامبر ص مجالس روضه و نوحه به صورت گسترده و فراگیر انجام می شود. کم نیستند مردم مؤمنی در ایران که به خاطر تبرک و نزدیکی با مرقد حضرت معصومه و به دلیل وصیتشان، بعد از مرگ در قم دفن می شوند توسعۀ مراسم رحلت اولیاء دین و دیگر مردگان تأثیر خاصی بر مردم آن داشته است گاهی بازاری یا پاساژی را تعطیل می کنند و در همانجا فرش پهن می کنند و مراسم نوحه و روضه برپا می کنند به امید اینکه موجب برکت در کسب و کارشان شود مردم برای مراسم های مختلفی که برای مردگان خود برپا می کنند روضه خوان دعوت می کنند و نوحه می خوانند و گریه می کنند و از آن امید ثواب دارند در کل ایام ماه های محرم و صفر و امثال آنها چنان شهر را تعطیل و سیاهپوش می کنند که با دیدن و حضور در آن تمام وجود انسان را غم و اندوه فرا می گیرد.

مراسم مولودی اولیاء دین مثل نیمۀ شعبان هم هرچند به صورت گسترده انجام می شود ولی روزهای آن بسیار محدود است ضمن اینکه در مولودی ها هم با آهنگ غمناک و حزین می خوانند و بیشتر اوقات در مولودی ها هم یادی از شهادت امام معصوم ع می شود و نوحه ای هم چاشنی آن می شود کسانی که در قم نفوذ اجتماعی دارند هم مانع هر گونه مراسم جشن و عروسی که در آن هر گونه سازی نواخته شود می شوند و حتی بسیاری از مردم ضد شادی و موسیقی هستند و آن را ضدیت با دین یا موجب ترویج فساد می دانند حتی بارها دیده شده در مجلس عروسی که ساز نواخته می شد یا نوار موسیقی پخش می شد بعضی از زنان قمی که در آنجا عبور می کردند آن عروس و داماد را نفرین می کردند.

معلوم است که به شادی و شادابی و اهمیت آن کمتر توجه شده است در احادیث آمده است که معصومین ع، نوحه خواندن و شنیدن را مطلوب نمی دانند و آن را موجب بی صبری (جزع) و کم تحملی انسان می دانند هرچند گریه کردن در وقت یادآوری مصیبت های معصومین ع و اهل بیت ع مطلوب شمرده شده است اگر این عمل با نوحه و حواشی از قبیل خاموش کردن چراغ و آتش زدن خیمه ها و امثال آنها همراه نباشد می تواند عالمانه تر و عاقلانه تر برگذار شود و از تأثیر سوء آن جلوگیری شود و از آن استفادۀ بهتر شود به نظر می رسد وجود مراسم روضه و نوحه زیاد تا حدودی موجب بی صبری و کم تحملی و مقداری تند زبانی در مردم قم شده است.  

در قم برخورد نامحرمانه ای با افراد مجرد (ازدواج نکرده) صورت می گیرد در تجمعات فامیلی و خانوادگی، وقتی فردی مجرد وارد شود به صورت محسوسی خود را جمع و جور کرده و سخنان خود را عوض می کنند و این موجب فشار مضاعف بر افراد مجرد می شود و دختر و پسر در زمان مجردی بسیار محدود و بیگانه از هم نگه داشته می شوند و مشهور است که مراجعه به همجنس راهی است که در جهت مقابله با آن در پیش گرفته شده است و متاسفانه بعضی از دیگر شهرهای مذهبی هم به این کار شهره هستند، نقل است وقتی کسانی، مردی را که برای پسران جوان، زن صیغه ای جور می کرد نصیحت کردند که این کار تو موجب ترویج فساد می شود آن مرد بعد از اینکه وعده داده بود که دیگر این کار را نخواهد کرد گفته بود مطمئن باشید بعد از این به همدیگر مراجعه و خود را ارضا خواهند کرد.

مردم قم مردمی مؤمن و  نترس اند و شدیدا تحت تأثیر فرهنگ دینی و گرایش های حوزۀ علمیه در قم بوده و هستند در زمان جنگ لشکر قمی ها لشکر حمله بود و برای نگه داشتن خط از آنها استفاده نمی شد این عمل با فرهنگ قم (نترس بودن و بی صبری) سازگار بود در مقابله با چیزی که به اعتقاد خود خلاف دین و شرع می دانند از مرگ باکی ندارند، دیده شده که با دست خالی با افراد ورزیدۀ مسلح سارق در بازار مقابله کرده اند و با دادن چند کشته سارق را دستگیر کرده اند، فکر نمی کنم این اتفاق در هیچ جای دیگر تکرار شود.   

قم قبل از انقلاب اسلامی شهری کوچک با کوچه های بسیار تنگ بوده بسیاری از کوچه های قسمت مرکزی شهر قم به پهنای یک و نیم الی دو متر وسعت داشته که امکان اینکه ماشین داخل آنها شود وجود نداشته است هنوز هم در بعضی از محله های آذر و چهار مردان، بعضی از کوچه های تنگ وجود دارد وقتی انسان از آن کوچه ها رد می شود به دلیل رفت و آمد زیاد موتور سیکلت، بویژه اگر بچه همراه داشته باشد با ترس و استرس و احتیاط از آن عبور می کند این موضوع موجب حفظ و بقای فرهنگ روستایی در این شهر شده است بعد از انقلاب هر چند مهاجران زیادی وارد قم شده اند و وسعت زیادی پیدا کرده است که از نظر وسعت با شهرهای بزرگ قابل قیاس است ولی به دلایل فوق و روستایی بودن اکثر مهاجرین و توسعه غیر علمی شهر، فرهنگ روستایی تا حدود زیادی در قم حفظ شده است.      

اگر چه در قم بیشترین استفاده از اینترنت می شود ولی این استفاده بیشتر برای مطالعات دینی است و کمتر از اخبار و مطالب علمی جدید استفاده می شود و از آنتن های ماهواره ای هم کمتر استفاده می شود و البته به نظر می رسد این ویژگی هم کم کم در حال تغییر باشد ولی همین ویژگی ها موجب شده است که تاثیر کمی در جهت نوگرایی و مدرنیزاسیون صورت بگیرد من وقتی به روستاهای شمال می روم و با آنها صحبت می کنم احساس می کنم بسیاری از روستائیان شمال بیشتر از اخبار مملکت مطلع اند و به دروس سطوح عالی هم بیشتر اهمیت می دهند.              

علی رغم اینکه تنوع فرهنگی خوبی در قم وجود دارد ولی مردم قم نتوانسته اند به درستی اقوام دیگر را به عنوان جزئی از مردم قم بپذیرند مردم بومی قم خود را مؤمن تر و پاکتر و برتر و ذیحق تر از دیگر اقوام ساکن قم می دانند این ویژگی موجب حل نشدن اقوام دیگر در همدیگر هم شده است بیشتر مهاجرین قم را روحانیون تشکیل می دهند و غیر از روحانیون اکثر مهاجرین قم را روستائیان بی سواد و کم سواد و فقیر تشکیل می دهند این ویژگی های بومیان و مهاجرین قم موجب شده است که از رشد فرهنگ دانشگاهی و گرایش روشنفکری کمی برخوردار شود بسیاری از مردم این شهر حتی از پزشکان متخصص بیش از تخصص انتظار دارند وقتی که آنان را معاینه می کنند بسم الله بگویند و دعایی بخوانند و الا به پزشکی که این ویژگی را نداشته باشد کمتر مراجعه می کنند.   

در قم مردم برای بر آورده شدن حاجت از نذر و دعا و توسلات به صورت زیاد استفاده می کنند و حتی دیده می شود که فردی بدون همآهنگی با فرد دیگر و بدون مابه اِزایی از کسی می خواهند که مثلا یک جزء قرآن را در یک شب برای تازه در گذشته خویش بخوانند و توقع هم هست که حتما بخوانند و یا در جلسۀ زیارت عاشورا حتما شرکت کنند که در صورت شرکت نکردن بی احترامی به خود یا بی اعتقادی به دین و توسلات قلمداد خواهد شد و یا دیده می شود که کسی بگوید من نذر کرده ام برای مریض خودت چند هزار ذکر صلوات بگویی و یا فلان حیوان را قربانی کنی.  

در قم هر محله ای مسجدی و هیئتی و امام جماعتی و روحانیان و روضه خوانانی و بزرگانی دارد در ایام حضورهای اجتماعی و سیاسی مثل شرکت در انتخابات هم از همین سیستم هیئتی و اعتماد به بزرگان به اصطلاح مورد اعتماد خود پیروی می کنند و به اینکه با فکر و اندیشۀ او و رای و نظر او همخوانی و همسویی ندارد کمتر توجه می شود می توان گفت که به دلیل کم سوادی مردم و بویژه زنان قم دین داری هم بیشتر سطحی و ظاهری شده است و کمتر از روی شناخت و مطالعه و تفکر است این ویژگی راه اعتماد صرف به کسانی که از زبان دین سخن می گویند را باز می کند در قم بیشترین تصمیمات با نظر افراد مورد اعتماد و اطاعت از آنان و کمترین تصمیمات با مطالعه و تحقیق علمی صورت می گیرد.    

در میان مردم قم رسم بر این بوده و تا حدودی هم وجود دارد که اگر کسی از دیگری کدورت و حتی عداوتی وجود دارد رفتن فرد دوم با خانواده به منزل فرد اول تمام کدورتها حتی کدورت هایی که تصمیم به قتل طرف را در پی داشته باشد از بین می برد و در این صورت نیاز به تصریح به خطا و اشتباه طرف مقابل هم ندارد به نظر می رسد این خصلت از جوانمردی و لوطی گری ناشی شده باشد خوب است اقوام مهاجر ساکن قم از این ویژگی باخبر باشند.   

اگر چه از بعد از انقلاب اسلامی دانشگاه ها در قم توسعه پیدا کرده اند ولی تحصل کردگان دانشگاهی در میان مردم قم محدود و نامحسوس است و به همین دلیل و با وجود و حاکمیت سنتی و جا افتادۀ حوزه های علمی دینی، حضور و مطرح شدن اندیشۀ روشن فکری در قم بسیار مشکل و شاید ناممکن است به همین دلیل در فعالیت های اجتماعی و سیاسی مثل انتخابات و امثال آن اصلاح طلبان در قم کمتر حضور دارند و به اصطلاح دور قم را خط کشیده اند.    

در متون اسلامی (قرآن و احادیث) بیشترین توصیه به علم و عقل و فکر وجود دارد و اساسا ثواب و پاداش و عقاب و مجازات خدا بر اساس عقل و اندازۀ عقل انسان است و با این وجود به نظر می رسد به دلیل اهمیت دادن زیاد به علوم نقلی بیشترین ظلم و جفا به علم و در نتیجه به دین می شود و فرهنگ و آداب و رسوم دینی که باید ما را به عقل و فکر و علم و صبر و تحمل سوق دهد و رهنمون شود به گونه ای شده است که ما را از عقل و فکر و علم و صبر و تحمل دور می کند و باز می دارد و در این صورت دینی با بینش کم و محدود به وجود می آید که از رسالت اصلی خود یعنی رشد و اصلاح و سعادت انسان باز می ماند و انسان متفکر خودباور را به موجود کم فهم و متعصب و مطیع تبدیل می کند.    

علوم دینی هم به دلیل اینکه یا فهم قرآن و حدیث است یا مراجعه به فتاوی و نظرات علما است و علوم تجربی در آن هیچ جایگاهی ندارد و به علوم عقلی هم کمتر توجه می شود موجب محدودنگری می شود و انسان را از استفاده از تجربه و به کار گیری فکر درک قسمت اعظم علوم باز می دارد این موضوع در زمانی که علوم دینی برتر دانسته شود تشدید می شود.            

در اینجا امتیازات و منفیات باهم آمده است اکثر ضعف هایی که بر شمرده شد در حال دیگرگونی است هر چند این حرکت رو به جلو بسیار کند است به نظرم مردم قم باید به کسب علم برای زنان و مردان اهمیت دهند اگر می خواهیم فرزندانی خود باور داشته باشیم اگر می خواهیم دین دار و دین شناس باشیم اگر می خواهیم اخلاق و ادب خوب داشته باشیم و اگر می خواهیم از تجربیات و امتیازات جوامع دیگر استفاده کنیم باید به درس و کسب علم و مطالعه چه دانشگاهی و چه حوزوی اهمیت دهیم، زنان عالم و خود باور بهتر می توانند فرزندان رشدیافته و خودباور به جامعه تحویل دهند.

این بحثی شخصی و مدخلی در مورد قم و مردم آن بود امید است که می تواند نقائص و عیوب زیادی داشته باشد، دانشجویان عزیز و اساتید گرامی دانشگاهی به صورت علمی و با تحقیقات بیشتر، بهتر و عالمانه تر می توانند آن را کامل کنند و به ارائۀ تحقیقات جامعتر در مورد قم و شهرهای دیگر بپردازند و موجب رشد و شکوفایی بیشتر قم و ایران عزیز گردند.

و السلام