تبلیغات
تردید! - اشتراک و انفکاک منافع در جنبشهای اجتماعی
پنجشنبه 29 مهر 1389

اشتراک و انفکاک منافع در جنبشهای اجتماعی

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

در جنبش های اجتماعی بسیاری از اعتراض ها با هم هیچ ارتباطی ندارند، زیرا به خاطر منافع اقشار و اصناف مختلفی شکل می گیرند، که منافعشان باهم فرق دارد ولی تدریجا به هم ارتباط پیدا می کنند کشاورزان و دامداران و صنعت گران و بازاریان هر کدام منافع خاص خود را دارند و وقتی به حکومت و دولت اعتراض می کنند که منافع خاص خود را نادیده و پایمال ببینند ولی وقتی همه حقوق و منافع خود را در تهدید ببینند، در همۀ آنها احساس وابستگی اجتماعی به وجود می آید و با هم در جنبش اجتماعی نقش پیدا می کنند.  

ظاهرا منافع گندم کاران با چغندر کاران و برنج کاران و باغداران و ... از هم جدا است و نیز آهن فروشان و پارچه فروشان و طلافروشان و ... صنایع پتروشیمی و ماشین سازی و تراکتور سازی و ... و همچنین معماران و برق و آب و ... هم منافعشان منفک از هم است و ربطی به هم ندارند و اگر نوعی ارتباط باهم دارند در زمان تداوم زمان آرامش و امنیت این ارتباطات دیده نمی شود و یا کم دیده می شود و مردم زیادی متوجه ارتباط آنها باهم، نمی شوند.   

اگر بازار آهن و سیمان و گچ و ابزار بنایی نباشد، معماری با مشکل مواجه می شود و نیز وقتی فروش مواد تولیدی کارخانه های تولید سیمان و گچ و آهن تعطیل شود، معماری و خانه سازی و امثال با رکود مواجه می شود، طلافروشان و پارچه فروشان اگر اعتصاب کنند، گذشته از مشکل شدن زندگی تولید کنندگان آنها، بسیاری از خانواده ها هم با مشکل مواجه می شوند و همۀ مشاغل و حرفه های دیگر نیز همین گونه با هم ارتباط دارند و ایجاد هر گونه خللی در هرکدام موجب ایجاد  مشکلاتی در مشاغل و کارهای دیگر می شود و در نتیجه کل جامعه با مشکل مواجه می شود.   

فرض را بر این می گذاریم که در موارد فوق ارتباطی با هم ندارند و هر کدام از آنها به فکر خودشان هستند، مثلا طلافروشان و پارچه فروشان و فروشندگان لوازم خانگی و فرش و ... فقط نگران منافع خود اند و همچنین صنعت گران و دامداران و کشاورزان و معدن داران و غیره همه به فکر منافع خود و سرمایه خود اند و یا متوجه حلقۀ اتصال و اشتراک منافع با هم نیستند و اگر اعتراض و اعتصابی از هر کدام از آنها شکل بگیرد، فقط برای منافع خودشان است، در این صورت هم، اعتصاب و اعتراض هرکدام موجب التهاباتی در دیگر قسمتها و مشاغل می شود و اگر مشکلاتی متوجه دیگر مشاغل و حرفه ها شود، آنها هم هر کدام به صورت جدا، اعتصاب و اعتراض می کنند و در ادامه و استمرار، هر کدام از دیگر معترضین شغلی و حرفه ای و اجتماعی و سیاسی وقتی احساس کنند خطری متوجه هرکدام از آنان است، با هم متحد می شوند و در چنین مواقعی درک و شعور اجتماعی و سیاسی هم، رشد پیدا می کند و متوجه حلقه ارتباط و اتصال منافع خود با دیگر مشاغل و مردم می شوند و در چنین زمانی است که اعتراضات و اعتصابات عمومی شکل گرفته و توسعه پیدا می کند. 

وجه دیگری هم وجود دارد و آن اینکه وقتی اعتراضاتی که از هرکدام از مشاغل و حرفه ها و مردم شکل می گیرد از طرف حکومت و قدرت با خشونت و به صورت غیر منطقی و غیر اقناعی جواب داده می شود، در این صورت هم وقتی مردم تماشاچی و خارج از گود اعتراضات، چنین برخوردی را از طرف حکومت می بینند نگران آیندۀ خود و فرزندان خود می شوند و ترس و وحشت متوجه همۀ آنها می شود، در چنین صورتی هم اعتراضات گسترده شده و شکل عمومی می گیرد، به دلیل این که انسانها به صورت ناخودآگاه با هم، هم دردی می کنند و غم و شادی و ترس و امنیت در هر یک از آنها موجب سرایت و ایجاد چنین روحیه ای در دیگر اقشار و مردم می شود.   

اینها مواردی است که کسانی که اعتراضات و اعتصابات و برخورد حکومت آن زمان با اعتراضات را دیده اند با تجربه این معانی را در یافته اند. 

با نقل شعری از شاعر بزرگ ایرانی سعدی شیرازی بحث را به پایان می برم:

بنی آدم  اعضای  یک  پیکرند             که در آفرینش ز یک پیکرند  

چو عضوی به درد آورد روزگار           دگر عضوها را  نماند  قرار      

تو کز محنت  دیگران  بی غمی             نشاید  که نامت  نهند  آدمی