تبلیغات
تردید! - آیا تک همسری از لوازم دموکراسی است
دوشنبه 14 دی 1388

آیا تک همسری از لوازم دموکراسی است

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

  به نام خدا

آیا تک همسری ملازم با دموکراسی است؟                         

                             

در مورد اینکه تک همسری ملازم با دموکراسی است مطالبی در نشریات نوشته می شود و حتی در رادیوها و  بر اساس شنیده ها، از شبکه های تلویزیونی فارسی خارجی مطرح می شود. من حقوق زنان را قبول دارم و محدودیت های سلیقه ای علیه زنان را نمی پسندم و اینکه زنان ایرانی برای کسب منزلت اجتماعی فعالیت می کنند خوشحال هستم. ولی معتقدم لازم است این موضوعات درست تبیین شود زیرا که ممکن است به جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان تاثیر سوء داشته باشد. به نظر می رسد به دلیل اینکه دموکراسی در کشورهای غربی رشد کرده و تکامل پیدا کرده است بعضی از عادات و رسوم مردم در کشورهای غربی، با لوازم دموکراسی خلط شده است و پنداشته شده که جزئی از دموکراسی و یا از لوازم آن است، از جمله این رسوم به نظر من، تک همسری است. اعتقاد به تک همسری در دین مسیحیت مرسوم بوده است در ازدواج های مرسوم در مسیحیان کسی که زن می گرفت، لازم بود تا آخر عمر با او زندگی کند و حق طلاق و جدایی نداشتند و هنوز هم شاید وجود داشته باشد کشوری یا افرادی که طلاق در میان آنها ممنوع باشد ، این موضوع را در خطبه های عقد که در فیلم ها و سریالهای ساخته شده در کشورهای مسیحی که در صدا و سیمای ایران پخش می شود هم می توان فهمید. در جوامعی که تک همسری مرسوم بوده اینگونه نبوده است که زن و شوهر تا آخر عمر با هم زندگی کنند بلکه گاهی جدا از هم زندگی می کنند و هر کدام از زن و شوهر آزادند که با جنس مخالف دوست باشند و احتمالا از جهت ارتباط جنسی هم خود را با دوست خود ارضاء می کنند، در این صورت فقط در ظاهر دو نفر ازدواج کرده و زن و شوهر هستند ولی در عمل زن و شوهر نیستند زیرا که هر کدام با فرد دیگری زندگی می کند در اینگونه جوامع، اینگونه نیست که مرد فقط با یک زن که همسرش است ارتباط جنسی دارد بلکه ممکن است با زنان و دختران متعدد ارتباط جنسی داشته باشد  در آن جوامع البته فرزندانی که از غیر همسر باشد احترام فرزند دارای همسر را دارد. 

می بینید که چنین فرهنگی، بسیار بعید است که در جامعه ما پذ یرفته شود و اگر هم پذیرفته شود، معلوم نیست که دردی را دوا کند یا مشکلی را حل کند.                            

 وقتی  زن و مرد باهم ازدواج می کنند نسبت به هم حقوقی را لازم می کنند، مثل حق تمکین، حق نفقه، حق ارث، حق سرپرستی بر فرزند و امثال آنها،  گذشته از این موارد ارضای جنسی طرفین و فرزند دار شدن و علاقه و سازگاری آنان هر کدامشان اگر نباشد موجب فروپاشی زندگی آنان می شود که ظاهرا پای بندی به این موارد در زندگی تک همسری رعایت نمی شود و امکان هم ندارد رعایت شود. در جوامعی که چند همسری وجود دارد همان ارتباط با زنان متعدد، در زن و مرد در جوامع تک همسری هم وجود دارد الا اینکه در جوامع تک همسری این ارتباط خارج از هرگونه قراردادی تعریف می شود. ازدواج های چند همسری بیش از تک همسری با علم و عقل سازگار است، سازگاری با عقل دلیل است بر اینکه عادلانه هم هست و همانگونه که می دانید در جوامع چند همسری ازدواج با چند همسر لازم و واجب نیست بلکه فقط  چند همسری مجاز و مشروع است و می توان در قوانین کشوری تعداد همسران را محدود کرد.         

عدالت به معنی تساوی در مقابل قانون درست است ولی عدالت به معنی تساوی حقوق در همه جا و همه حقوق امکان تحقق ندارد و در غیر از قوانین، بهتر است، عدالت به معنی قرار دادن هر چیز در جای خود معنی شود. زن صیغه ای هم به عنوان همسر دوم یا چندم و اینکه در صیغه فقط برای ارضای جنسی مرد و زن صورت می گیرد و در آن تولید فرزند منظور نشده است هرچند که اگر فرزند بوجود آید بر پدر لازم است که فرزند خود را بپذیرد صیغه هم به عنوان ازدواج دوم یا چندم مطرح است بحث صیغه فقط به مناسبت تشابه در اینجا مطرح شد و به مطالب مفصل تری نیاز دارد.                                                                       

به نظر من ازدواج در جوامع چند همسری و صیغه هرچند که نواقصی دارد ولی بهتر می تواند با علم و عقل و در نتیجه حقوق زن و مرد، سازگار باشد، نواقص آن را می توان رفع کرد و اشکال ها لازم است، متوجه نواقص ازدواج باشد نه اینکه هر اشکالی را به اصل موضوع وارد کرد، و نه آن را به عنوان معارض با ارزش پذیرفته و یا مرسوم در جامعه مطرح کرد.                                                                     

ازدواج در جوامعی که مردم آن به دینی از ادیان متدین و مومن هستند هرچند به عنوان سنت های دینی مطرح است اما در مورد درستی و ضعف و نقص آن می توان به عنوان موضوعی علمی و عقلی جدای مباحث دینی هم نگاه کرد و اشکال هم ندارد که در این صورت به متون دین هم توجه همه جانبه صورت بگیرد زیرا به حساب نیاوردن دین در اجرای تصمیمات در جوامع مومن، نه تنها امکان اجرا ندارد بلکه مخالفت مردم را بر می انگیزد، بنا براین کاری غیر عقلانی هم خواهد بود.