تبلیغات
تردید! - بحث دیگری در مورد تردید!
سه شنبه 15 دی 1388

بحث دیگری در مورد تردید!

   نوشته شده توسط: ولی احراری    

به نام آنکه به انسان عقل و درک داد                     

مرحوم میرزای قمی که ظاهرا  پدرش اصالتا گیلانی است و مادرش اصفهانی است در کتاب معروفش قوانین الاصول بحثی را مطرح کرده است که به نظرم ترجمه آن برای خواننده امروزی خسته کننده است ولی توضیح اجمالی آن خالی از فایده نیست.       

میرزای قمی، علم را به معنی حقیقی منطقی معنی کرده است و به همین دلیل ایشان نظری دارد مبنی بر اینکه علم و قطع پیدا کردن به احکام اسلام ممکن نیست و به اصطلاح ایشان، در احکام دین قائل به انسداد است و اما نظر انسداد علم ایشان، موجب نشده است که ایشان به عنوان یک فرد مسلمان به عبادات و آنچه که به عنوان احکام دین اسلام شناخته می شود اعتقاد نداشته باشد و یا به آن عمل نکند، بلکه به دلیل این که علم و قطع به احکام را ممکن نمی داند ظن عام را حجت می داند یعنی اینکه هر دلیلی که موجب ظن است یعنی احتمال بیشتری نسبت به احتمالات دیگر در آن مورد وجود دارد عمل می کند، و عام یعنی که این ظن نباید شخصی باشد یعنی هرکسی بگوید و چون من ظن به فلان حکم دارم پس ظن من حجت است بلکه به گونه ای باشد که عموم یا اکثر کسانی که آن را درس گرفته و خوانده باشند و در باره آن اندیشیده باشند، به آن ظن پیدا کنند و احتمال درستی آن حکم را بیش از احتمالات دیگر بدانند.                   

من یادم می آید یکی از اساتید محترم حوزه گاهی گوشه ای به میرزای قمی می زد که میرزا گفته ظن حجت است، پس اگر کلاغی بپرد و کسی به واسطه آن ظن به حکمی پیدا کند آن ظن حجت است و به سبب آن حکم شرعی اثبات می شود! در حالی که اولا اگر کلاغی بپرد ممکن است کسی ظن شخصی پیدا کند ولی به آن ظن عام نمی گویند و میرزا ظن شخصی را حجت نمی داند بلکه ظن عام را حجت می داند.                              

 ثانیا همان استاد به مرحوم شیخ انصاری که قطع قطاع را حجت می داند اشکال نداشت و قطع قطاع به معنی این است که اگر کسی زود قطع و یقین پیدا می کند آن یقین برای خودش حجت است چون می گویند حجیت قطع ذاتی است یعنی اگر کلاغی بپرد و کسی بواسطه آن، قطع پیدا کند آن قطع حجت است!.        

استاد گرامی دیگری که علم را به معنی حقیقی معنی نمی کرد و بلکه علم را به اطمینان عادی معنی می کرد اشکال به میرزا می کرد که چرا به انسداد باب علم قائل شده است؟ و وقتی من به ایشان یاد آور شدم که آقا همان چیزی را که شما علم معنی می کنید میرزا به عنوان ظن عام می پذیرد و به حجیت آن قائل است و عمل به آن هم می کند، اشکال به میرزا را پس گرفت. 

نقل است که میرزای قمی بسیار متواضع بوده است و هنوز هم قبر ایشان که در قبرستان شیخان قم که در نزدیکی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها قرار دارد همیشه زائر دارد و بیشتر اوقات خالی از زائر نیست. 

وقتی به کتاب قوانین میرزای قمی مراجعه کنید می بینید که با اینکه احتمالات زیادی که شاید به ذهن کمتر کسی برسد را مطرح کرده و به اشکالات جواب داده است با این حال با درجه ای از تردید سخن می گوید و مانند کسانی که به راحتی اطمینان پیدا می کنند نظر نمی دهد.       

شاید بتوان گفت که اکثر عالمان وارسته اینگونه اند و این گونه تردید، اختصاص به این عالم حوزه و بلکه به عالمان مسلمان ندارد، در غرب و شرق عالم کسانی هستند که علی رغم تحصیل و تحقیق زیاد باز هم احتیاط می کنند و با اطمینان سخن نمی گویند به ویژه اگر علم آنان به گونه ای باشد که با اعمال و وظائف مردم سر و کار داشته باشد.           

منظور من از تردید هم بیشتر همین معنی است تردید یعنی احتمال خلاف دادن در چیزهایی که به وسیله علم خودمان به آن اطمینان داشته باشیم علم و قطع زمانی علم است که تمام جوانب و احتمالات را بررسی کرده باشد و در همان حال به دلیل غفلت انسان باز هم یقین نکند و نگران خطای خود باشد و این تردید با ایمان و باور نه تنها تضاد ندارد بلکه باور درست آن است که علمی باشد و عالم همیشه نگران است که مبادا با غفلت خود، موجب گمراهی خود و یا دیگران شود.                                  

این تردید و نگرانی زیباست و احساس مسئولیت است و شاید یک دلیل همین باشد، که شاعر دانا گفته است:                               

« تا بدانجا رسید دانش من       که بدانم همی که نادانم»                

امید است همه ایرانیان انسان هایی عالم، آگاه و اهل مطالعه و در زندگی خوشبخت باشند.  و السلام