تبلیغات
تردید! - طرح احادیثی که شاید به ارائه تعریفی از دین اسلام کمک کند 1

  به نام خدای بخشنده و مهربان

در کتاب شریف کافی بابی است به نام «دعائم الاسلام» احادیثی در این باب وارد شده است که احساس کردم برای محققین  چه روحانی و چه روشنفکر لازم باشد در معنی آنها تفکر کند شاید به ارائه معنی منطقی تری و بهتری از دین اسلام کمک کند ، اکثر این احادیث و احادیث دیگری هم که کمک به این معنی می کند را، با ترجمه در ذیل آورده ام ، امید است بتواند به پختگی ای بحث کمک کند.                 

مسلم این است که این احادیث و امثال اینها نمی تواند به تمام سوالات جواب دهد و تمام اشکالات را از بین ببرد، ولی می تواند به محققین و بیشتر به روشنفکران و دانشجویان، کمک کند که این بحث را بهتر دنبال کنند و البته طلاب و روحانیین به این احادیث دسترسی دارند و مراجعه به آن برایشان آسانتر است چون که مراجعه به احادیث، اساس دروس حوزه است.                                                                           اختلاف در ارائه معنی از دین و محدود یا مبسوط دانستن دین به معنی این نیست که کسانی به اساس دین اشکال داشته باشند بلکه برای این است که ارائه معنی از دین ، به گونه ای که شامل عقل و علم و تجربه شود منجر به تحجر یا تحریف می شود و مانع پیشرفت مومنین و متدینین می شود.                                          بعضی از عالمان برای حل این مساله بعضی از احکام دین را به متغیر و بعض دیگر را به احکام ثابت تقسیم کرده اند و کسان دیگری گفته اند که دین شامل احکام ثابت و لایتغیر است و برای خروج از بن بست تحجر و تحریف و سکون علم و عقل و تجربه، دین را محدود و عقل و علم و تجربه را خارج از دین معنی کرده اند و به همین مناسبت مواردی از قبیل سیاست را هم خارج از سیاست تعریف کرده اند.      

لازم است به عنوان مقدمه، به خود این احادیث یا ترجمه مراجعه شود.

در تحلیل اجمالی این احادیث لازم است توضیح داده شود که:                             

اکثر احادیث نقل شده از شیعه به نظر علماء شیعه صحیح یا دارای اعتبارند و احادیث نقل شده از اهل سنت، از معتبرترین کتاب های حدیثی آنها نقل شده است.               

احادیثی که از اهل سنت نقل شده همه یا، توحید و نماز و زکاة و روزه و حج را دارد، و یا بعلاوه شهادت به رسالت پیامبر اسلام  ص را هم بعد از توحید و اقرار به یگانگی خدا ذکر کرده است.

احادیثی که از امام محمد باقر ع نقل شده همه، ولایت و چهار مورد عبادت (نماز و زکات و روزه و حج) را دارد و به مورد شهادتین اشاره نکرده است       

احادیث دیگری که در این رابطه قابل استناد است از امام صادق ع نقل شده و هفت مورد یعنی شهادتین و چهار مورد عبادت و شهادت به ولایت ائمه همه را ذکر کرده است   

و نیز لازم است ذکر شود که آنچه در میان ما شیعیان در ایران مرسوم است این است که ، اصول دین سه تا است توحید و نبوت و معاد به علاوه اصول مذهب شیعه، عدالت و امامت، روی هم پنج تا می شود و فروع دین هم، نماز، روزه، حج، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، و یا به علاوه تولی و تبری که ده تا می شود، ذکر شده است و در رساله های عملیه مراجع تقلید هم تقریبا به همین ترتیب احکام مطرح شده است، ولی در احادیث فوق فقط دو مورد در عقاید مشتر ک شیعه و سنی نقل شده و یک مورد یعنی  ولایت امام های دوازده گانه معصوم ع، که اختصاص به شیعه دارد و احکام چهار مورد در باره فروع، ذکر شده است و از معاد و عدالت و خمس و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری به عنوان بناء اسلام ذکری به میان نیامده است.  

در دو حدیث این باب که از امام صادق ع آمده است بناء اسلام را در هفت مورد به صورت حصر آورده است (یعنی شهادتین و نماز و زکات و روزه و حج و ولایت معصومین ع) و بقیه موارد را از سنت پیامبرص و اینکه سزاوار است که به آن عمل شود و نه به عنوان اینکه فرض الله است.              

بسیاری از علماء از سنت معنی مستحب و یا توصیه ای صرف استفاده می کنند ولی مسلم است که بسیاری از سنت های پیامبر ص از واجبات بوده است و با توجه به این معنی ، واجب را به معنی هر عملی است که لازم است انجام شود و نه عملی که دین عمل به آن را لازم و ضروری می داند.      

در احادیث امام باقرع هم پنج مورد ذکر شده و اگر قاعده منطقی «نتیجه تابع اخص مقدمات است» را ملاک قرار دهیم می توان گفت که غیر از این موارد خارج از بنای اسلام است و درست است که اثبات چیزی نفی غیر از آن را نمی کند ولی غیر از آنچه اثبات شده را اثبات هم نمی کند و اثبات غیر از موارد اثبات شده دلیل جدید می خواهد که ظاهرا وجود ندارد چون در عبارات احادیث، غیر از موارد فوق چیزی ذکر نشده است ، به معنی این است که غیر از موارد مطرح شده خارج از موضوع عنوان  بنا و ساختمان دین است. 

در احادیثی که از کتابهای حدیثی اهل سنت نقل شد هم ، چهارمین حدیث از صحیح مسلم می گوید مردی از عبدالله بن عمر سؤال کرد چرا به جنگ نمی روی؟ و عبدالله بن عمر جواب داد من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود اسلام بر پنج چیز بنا شده است شهادت به یگانگی خدا و نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج، و به این ترتیب و به عنوان مفهوم این معنا که لازمه آن جواب است ، این است که به سؤال کننده می فهماند که جهاد جزء دین نیست و لازم نیست من در آن شرکت کنم و اگر در جهاد شرکت نمی کنم دلیل بر این نمی شود که به دین اسلام عمل نکرده ام، البته این جواب ظاهرا در زمان حکومت خلفاء بعد از پیامبر ص بوده است.  

حدیث های نقل شده (در باب کیفیت بناء اسلام) از طریق کتاب های اهل سنت همه از پیامبر اسلام ص نقل حدیث شده است و حدیث های این باب، که از طریق شیعه نقل شده همه از امام های باقر ع و صادق ع است. 

در حدیث هایی که از پیامبر اسلام ص و امام باقر ع رسیده است تعبیر به بنای اسلام شده است با این تفاوت که حدیث هایی که از پیامبر اسلام از طریق اهل سنت نقل شده شهادت به یگانگی خدا و در مواردی همراه با شهادت به رسالت پیامبر اسلام شروع  شده است و در حدیث های نقل شده از امام باقر ع ولایت امام های شیعه در آخر حدیث ذکر شده است و در حدیث هایی که از امام صادق ع آمده است با تعبیر دیگری هفت مورد شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اسلام در شروع و ولایت امام های شیعه هم در انتها ذکر شده است که اگر سه مورد شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اسلام ص و ولایت و امامت ائمة را که جزء عقاید است و در بحث های عقیدتی از آنها بحث می شود در چهار مورد در موارد چهارگانه نماز و زکات و روزه و حج کلیه احادیث شیعه و سنی با هم موافق و مشترک هستند. 

غیر از هفت مورد فوق (یعنی شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر ص و ولایت ائمة ع و نماز و روزه و حج و روزه) به دیگر مواردی که به عنوان اصول سه گانه دین (یعنی اعتقاد و شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر ص و معاد یا پنج گانه مذهب به قول شیعه یعنی موارد سه گانه بعلاوه عدالت و امامت) و فروع ده گانه دین (یعنی نماز، روزه، حج، جهاد، زکات، خمس امر به معروف و نهی ازمنکر و تولی و تبری) مطرح است در این احادیث سخنی از آنها به میان نیامده است یعنی در این احادیث، که مواردی را به عنوان اساس و بنای دین اسلام را تشکیل می دهد، مطرح کرده است، معاد و عدالت به عنوان اصول دین و خمس و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری به عنوان فروع دین را خارج از بنای اسلام و جزء سنت های پیامبر ص به شمار آورده است. البته آیات قرآن و حدیث های دیگری وجود دارد که بر وجوب و لزوم دیگر اصول و فروع دلالت دارد ولی همانطور که در احادیث فوق دیدیم به عنوان بنای اسلام و آنچه که بنای دین اسلام را می سازد و شکل می دهد مطرح نشده اند و بلکه در مواردی به عنوان مبانی اسلام صرفا به همین موارد تاکید شده است.  

اگر چه در بعضی از این حدیث ها عباراتی دال بر انحصار و اختصاص مبانی دین به همین موارد وجود داشت کما اینکه در حدیث های نقل شده از امام صادق ع غیر این موارد را، سنت های زیبای پیامبر اسلام دانسته بود و عمل به آنها را توصیه کرده بود و نیز اگر چه اثبات هرچیزی نفی غیر آن چیز را موجب نمی شود ولی اثبات چیز های دیگر نیاز به دلیل دارد که در این حدیث ها یا مطرح نشده یا نفی گردیده است.   

بحث موارد اصول دین اساسا مباحثی عقلی است و اختلاف در فهم و درک آنها طبیعی است و شاید از این جهت که بحث عقاید دین اسلام بحثی مقدِّمی است بتوان آن را به عنوان دینی و نه دین، عنوان کرد یعنی بحث از عقاید دینی باید قبل از دین مطرح و باور شود و جزء آنچه از جانب خدا نازل شده نیست بلکه قبل از دین و قبل از ما انزل الله تعالی لازم است از طریق عقل اثبات و ادراک شده باشد و اگر قبل از نازل شدن دین، به عقاید دینی، ایمان و باور نداشته باشیم، بحث از دین و احکام دین بیهوده است یعنی به خدایی که باور ندارد کلام او را باور داشته باشد.                                                                                     

متأسفانه از بعضی از عبارات حدیث های فوق استنباط های عام و شمول شده است به گونه ایی که با معنای متن حدیث به نوعی تناقض پیدا می کند مثل آنچه از ما انزل الله و ولایت و احیانا موارد دیگر استنباط شده است که لازم است به این اشکالات توجه شود.    

برای مثال از اقرار به آنچه از طریق پیامبرص از جانب خدا نازل شده است، معنای تمام موارد سنت و مواردی که در احادیث امده بود اراده شده است که ظاهرا با معنی این احادیث معارض است.   

و نیز از معنی ولایت (و آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» یعنی اطاعت خدا کنید و اطاعت رسول و صاحبان امر کنید) چنان معنای عام و شمولی استفاده شده که هر کلام و عملی از معصوم سر زده و یا امر به آن کرده داخل در بنای دین محسوب شده که آین معنا هم ظاهرا با معنای احادیث فوق معارض است ، و معنی بنای دین را شامل چیزهایی می کند که هیچ حدی ندارد و این احادیث بنای اسلام را به مواردی که برشمرده می داند.                                               

قل یا أهل الکتاب لستم علی شیئ حتّی تقیموا التّورات و الإنجیل و ما أنزل من ربّکم 68 مائدة  

بگو ای اهل کتاب (اهل کتاب، یهودیها و مسیحیها را می گویند و اکثر فقهاء زرتشتیها را هم اهل کتاب می دانند) شما بر چیزی نیستید تا تورات و انجیل و آنچه از جانب خدا نازل شده است را به پای دارید.        

کافی جلد 2 بابٌ ص 415 حدیث 1 علی بن ابراهیم عن أبیه عن القاسم بن محمد عن المنقریّ عن سفیان بن عیینة عن أبی عبدالله ع قال إنّ بنی أمیة أطلقوا للناس تعلیم الإیمان و لم یطلقوا تعلیم الشرک لکی إذا حملوهم علیه لم یعرفوه.    ترجمه:                                                                              سفیان بن عُیینة از امام صادق ع: به درستی که بنی أمیّة مردم را در آموختن ایمان آزاد گذاشتند و در آموختن شرک آزاد نگذاشتند به خاطر اینکه وقتی شرک را بر مردم بار کنند آن را نشناسند.                                                       

کافی جلد 2 باب المرجون لأمرالله، حدیث 1 محمد بن یحیی عن احمد بن محمد عن علی بن الحکم عن موسی بن بکر عن زرارة عن أبی جعفر ع فی قول الله عزّ و جلّ «و آخرُون مُرجُون لأمر الله (إما یعذبهم و إما یتوب علیهم و الله علیم حکیم، آیه 106 توبة)» قال ع: قوم کانوا مشرکین، فقَتَلوا مثل حمزة و جعفر و أشباههما من المؤمنین ثمّ إنّهم دخلوا فی الإسلام فوحّدوا الله و ترکوا الشرک و لم یعرفوا الإیمان بقلوبهم فیکونوا من المؤمنین فتجب لهم الجنة و لم یکونوا علی جهودهم فتجب لهم النّار فهم علی تلک الحال إمّا یعذبهم و إمّا یتوب علیهم.

ترجمه: زرارة از امام باقر ع در مورد (تفسیر) قول خدا «و دیگرانی که در مورد آنها امید به امر خدا هست (یا خدا عذابشان می کند و یا توبه آنان را می پذیرد خدا دانا و با حکمت است» گفت آنها قومی مشرک بودند و مثل جعفر (طیّار) و حمزه (عموی پیامبر سید الشهدای زمان پیامبر ص) و مثل این افراد از مؤمنین را کشتند و سپس وارد اسلام شدند (و اسلام آوردند) و خدا را یگانه دانستند و (امّا آموختن در مورد) شرک را ترک کردند (و شرک را نمی شناختند و به همین سبب) ایمان را با قلب نشناختند تا از مؤمنین شوند و بر انکار خود باقی نماندند تا آتش (جهنم) بر آنها واجب شود پس آنان بر همین حال (میانه کفر و ایمان) بودند شاید (خدا) عذابشان کند و شاید توبه آنها را بپذیرد.                                                                                                                                     

کافی جلد 2 ص 23 باب دعائم الإسلام حدیث 1 حدثنی الحسین بن محمد الأشعری عن معلی بن محمّد الزّیّادی عن الحسن بن علی الوشّاء قال حدّثنا أبان بن عثمان عن فضیل عن أبی حمزة: عن أبی جعفر ع قال بنی الإسلام علی خمس علی الصّلاة و الزّکاة و الصّوم و الحجّ و الولایة و لم یناد بشیئ کما نودی بالولایة. 

ترجمه: ابوحمزه از امام باقر ع نقل کرده است که گفت: اسلام بر پنج (چیز) بنا شده است بر نماز و زکات و زوزه و حج و ولایت و ندا داده نشده به چیزی مثل آنچه برای ولایت ندا داده شده است (یعنی به هیچ کدام مثل ولایت تاکید نشده است).   

کافی جلد 2 ص 23 باب دعائم الإسلام حدیث 3 ابوعلی الأشعری عن الحسن بن علی الکوفی عن عبّاس بن عامر عن أبان بن عثمان عن فضیل بن یسار عن أبی جعفر ع قال بنی الإسلام علی خمس علی الصّلاة و الزّکاة و الصّوم و الحجّ و الولایة فأخذ النّاس بأربع و ترکوا هذه یعنی الولایة.  

ترجمه: فضیل از امام باقر ع گفت: اسلام بر پنج (چیز) بنا شده است بر نماز و زکات و زوزه و حج و ولایت و مردم چهار تا را گرفتند و این یکی را یعنی ولایت را ترک کردند.  

کافی از همان باب حدیث 5 علی بن ابراهیم عن أبیه و عبدالله بن صلت جمیعاً عن حمّاد بن عیسی عن حریز بن عبدالله عن أبی جعفر ع قال بنی الإسلام علی خمسة أشیاء علی الصّلاة و الزّکاة و الحجّ و الصّوم و الولایة قال زرارة فقلت و أیّ شیئ أفضل من ذالک  فقال الولایة لأنّها مفتاحُهن و الوالی هو الدّلیل علیهنّ قلت ثم الذی یلی ذالک فی الفضل فقال الصّلاة إنّ رسول الله ص قال الصّلاة عمود دینکم قال ثم الذی یلیها فی الفضل قال الزّکاة لأنّه قرنها بها و بدأ بالصّلاة قبلها و قال رسول الله ص الزّکاة تذهب الذنوب قلت و الذی یلیها فی الفضل الحجّ ...الحدیث.

ترجمه: حریز از امام باقر ع گفت اسلام بر پنج چیز بنا شده است بر نماز و زکات و حج و روزه و ولایت زراره گفت گفتم و کدام چیز از اینها برتر است پس گفت ولایت چون کلید آنها است و والی است راهنما به آنها است سپس گفتم پس از آن کدام است که از جهت برتری دنبال آن  می آید گفت نماز بدرستی که پیامبر ص گفت نماز ستون دین شما است گفت سپس چه چیزی در برتری دنبال آن می آید گفت زکات چون همراه و قرین نماز است و شروع کرده به نماز قبل از زکات و رسول خدا گفت زکات گناهان را می برد (و پاک می کند) و آن چیزی که بعد از آن می آید حج است ... تا آخر حدیث.